فتواهاى ابن عباس هفت مجلد شده ، بر حسب چيزهايى است كه به گردآورنده رسيده ؛ و گرنه ابن عباس همچون دريا بوده است و البته همان چيزهايى را شنيده كه ديگران شنيدهاند ، اما استعداد و زمينهاش عالى بوده و از بذر نصوص ، محصولات ارزشمند به بار آورده است .
( 1 ) ابو محمد دعلج بن احمد سجستانى ، مسند ابن عباس نوشته ، و حافظ ابن رجب نور الاقتباس فى مشكاة وصية ابن عباس تأليف كرده است . عمر مىگفت : ابن عباس غوّاص است و سعد هم مىگفت : حاضرفهمتر ، خردمندتر ، داناتر و بردبارتر از ابن عباس نديدهام . هنگامى كه از كوچهاى مىگذشت ، زنان مىگفتند : ابن عباس بود يا بار مشك ؟ مسروق گويد : وقتى ابن عباس حرف مىزد ، مىگفتم فصيحترين آدمهاست و چون حديث مىگفت ، مىگفتم داناترين مردمان است و زمانى كه او را مىديدم ، مىگفتم زيباترين مردمان است . آوردهاند كه چون عباس مرد ، از شدت مصيبت ، مردم يك ماه به تعزيت و تسليت ابن عباس نرفتند تا آنكه عربى نزد ابن عباس رفت و شعرى خواند و پس از او ، مردم براى سر سلامتى نزد ابن عباس روان شدند .
تتمه : از شمار كسانى كه فقهش را در قرن اول تدوين كردهاند ، حسن بصرى است . ابن حزم آورده است كه نزد قاضى حمد بن يمن بن مفرج ، هفت جزء فقه حسن بصرى و نوشتههاى بسيارى از فقه زهرى بود . « 1 »
( 2 )
به چه كسانى از صحابه ، علم منتهى مىشود ؟
مسروق بن اجدع گويد : اصحاب رسول اللّه كه علم به آنها منتهى مىشود ، عبارتاند از زيد ، ابو درداء ، ابىّ بن كعب ، عمر بن خطاب ، عبد اللّه بن مسعود و على بن ابى طالب ( ع ) ، و علم چهار تن نخست نيز به دو تن اخير بر مىگردد . شعبى ، همين مطلب را گفته ، اما به جاى ابو درداء ، ابو موسى اشعرى را ذكر كرده است . احمد حنبل از پيغمبر ( ص ) روايت مىكند كه خطاب به ابن مسعود فرمود : تو داناى آموخته هستى . ابو موسى اشعرى مىگفت : تا اين دانشمند ( يعنى ابن مسعود ) ميان ما هست ، از من سؤال نكنيد . عمر ، ابن مسعود را « كنيف علم » لقب داد و كنيف ، ظرف چوپانها را گويند . نيز از عمر روايت است كه دربارهء معاذ بن جبل گفت : زنان از زادن مانند او عاجزند و نيز گفت : « لو لا معاذ لهلك عمر » و آن زمانى بود كه عمر دستور داد زنى ( زناكار ) را سنگسار كنند ، معاذ گفت : تا از بار فارغ نگردد ،
هامش
( 1 ) . مقرى ، احمد بن محمد ، نفح الطيب من غصن الاندلس الرطيب ، ج 2 ، ص 132 .