( 1 )
آن كه ميان صحابه ، در شهر علم ناميده شده است
ترمذى از پيغمبر ( ص ) روايت كرده كه « انا مدينة العلم و علىّ بابها » ابو سعيد علاوى گويد : اين حديث به اعتبار طرق آن حسن است . ابن حجر نيز بر همين نظر است . سيوطى نيز نظر آن دو را پذيرفته و بسط داده و گفته است : مصداق درستى اين روايت ، وسعت دانش على ( ع ) است كه فيلسوفان و حكيمان هر امت و ملّتى بر آن سر فرود آوردهاند . از قرافى روايت است كه على ( ع ) يك شب از عشاء تا سحر براى ابن عباس تفسير باى بسم اللّه مىگفت . ابن مسيّب گويد : هيچ كس به جز على ( ع ) « سلونى » نگفته است . ابن عباس گويد : نه دهم علم به على ( ع ) داده شده و در يك دهم بقيه نيز با ديگران شريك است . نيز گويد : اگر صدور مطلبى از على ( ع ) ثابت باشد ، هيچ نظر ديگرى را با آن برابر نمىكنيم . اينكه بزرگان صحابه از على ( ع ) سؤال مىكردند و در مشكلات به دو رجوع مىنمودند ، مشهور است . نيز نظر شما را به اين نكته جلب مىكنيم كه تمام سلسلههاى تصوف ، [ بر حسب مدعاى سران اين طريقتها ] به على ( ع ) ختم مىشود .
( 2 ) شيخ مصطفى بكرى در كتاب تشييد المكانة لمن حفظ الامانة آورده است : وقتى امر على ( ع ) استقرار يافت ، پرچم حقايق برافراشت و از اسرار دقايق پرده برداشت . حسنين را و كميل و حسن بصرى را طريق ذكر و تلقين آموخت . همهء طرق حتى نقشبنديه از او منشعب مىشوند ؛ چون دو سلسله دارند كه يكى به على ( ع ) ، و ديگرى به سلمان ( و از او به على ) مىرسد . على ( ع ) در جفر ، سرّ قدر را به رمز و اصطلاح خودش بيان كرده ، و اين درى است كه بر روى دل عارفان گشوده تا از آن وارد شوند و كرامتها از ايشان ظاهر گردد و رازهاى نهان بر ايشان عيان گردد . اما على ( ع ) فرزندان خود را به كتمان سرّ از منكران امر فرمود و زمانى كه كميل از آن حضرت پرسيد : « ما الحقيقه ؟ » پاسخى داد و چون كميل توضيح خواست ، پاسخى داد و چون باز توضيح بيشتر خواست حضرت فرمود : « طلع الفجر فاطف المصباح » ؛ صبح دميد ، چراغ را خاموش كن !
( 3 ) در حواشى الدر الثمين ابن الحاج آمده است كه بنيانگذار علم تصوف على ( ع ) است « 1 »
هامش
( 1 ) . پيش از اين نيز گفته شد كه دانش عرفان را بعدها صوفيه به مذاق خويش تصوف خواندهاند . آنچه هست ، اينكه در سخنان امام على ( ع ) درباره دنيا و بىمقدارى آن مضامينى وجود دارد كه سبب چنين اظهار نظرى شده است ، و اين مدّعاى صوفيان است نه مورخان محقق . آنان براى متصل كردن طريقهء خويش به رسول الله ( ص ) از موقعيت زاهدانه امام على ( ع ) در ميان صحابه بهره گرفته و اين كارى است كه در دوره بعد انجام شده و پايه تاريخى ندارد ، م .