تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
( 1 )

آن كه به قدم زدن غرورآميز ميان صحابه شهرت داشت

سماك بن خرشه انصارى ، پهلوانى دلاور و پيشگام در جنگها بود و تأثيرات نيكويى در دفاع از اسلام داشت و به شيوه عجيب و غرورآميزى ميان دو صف راه مىرفت و پيغمبر ( ص ) مىفرمود : اين نحوهء راه رفتن را خدا دوست ندارد ، جز در اين جايگاه . همو زرهى مشهور به « المشهرة » داشت ؛ از اين رو ، او را « ذو المشهره » نيز مىناميدند ( ثمار القلوب ) . ( 2 )

آن كه بين اصحاب به فقاهت مشهور است

در مسند ابو حنيفه كه حصكفى گرد آورده ، آمده است : عبد اللّه بن مسعود ، حذيفة بن يمان ، ابو موسى اشعرى و بعضى ديگر از صحابه ، در منزلى جمع بودند و هر يك براى پيشنمازى ديگرى را مقدم مىداشت و آن يكى خوددارى مىنمود تا اينكه صاحب خانه ، به ابن مسعود گفت : تو پيش بايست و امامت كن ؛ از آن جهت كه برتر بود . بعضى گفته‌اند : بعد از خلفاى اربعه ، ابن مسعود از همه صحابه برتر است . صاحب قاموس گويد : وقتى عبادله ميان صحابه را نام مىبرند ، عبد اللّه بن مسعود از آنها نيست ؛ زيرا بالاتر است . بيهقى گويد : از اين جهت كه پيش از ديگر « عبد اللّه » ها مرده است . اما وقتى به طور مطلق مىگويند : « عبد اللّه » محدثان عموما ابن مسعود را برداشت مىكنند . عبادله عبارت‌اند از عبد اللّه بن عباس ، عبد اللّه بن عمر ، عبد اللّه بن زبير و عبد اللّه بن عمرو عاص ، كه اينها همه از فقهاى مورد اعتماد صحابه بوده‌اند . بر اين جمله عبد اللّه بن جعفر و عبد اللّه بن ابى بكر را نيز افزوده‌اند ( ثمار القلوب ) و هنگامى كه در مسأله‌اى هم رأى بودند ، گفته مىشد : « هذا قول العبادله » . صاحب صحاح به عبد اللّه بن عباس ، عبد اللّه بن عمرو عاص و عبد اللّه بن عمر اكتفا كرده است ( ر . ك : حواشى صحاح ) . در فتح القدير كمال بن همام آمده است : عبادله به كسانى گويند كه در فقه شهرت داشته‌اند ، همچون ابن مسعود ، زيد بن ثابت ، ابىّ بن كعب و معاذ بن جبل . سخاوى در شرح الالفيه و نيز ابن نجيم ، عايشه را هم از اين جمله شمرده‌اند . ( 3 )

از صحابه ، آن كه وليمهء مثل زدنى داد

در الرياض المستطابه آمده است : اشعث بن قيس بن معديكرب ، مردى بلند مقام ، و ميان قوم خود مطاع بود . در سال دهم هجرت ، همراه هيئت كنديان نزد پيغمبر ( ص ) آمد و مسلمان شد و بازگشتند . در زمان ردّه مرتد شد ، سواران أبو بكر او را گرفته ، نزد خليفه آوردند . دوباره