تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
عاجز مىماند و انسان نمىتواند به زور ، ذهن خود را به فهميدن و قلب خود را به تصور مطلب وادارد ( پس استراحت و تفريح بايسته است ) . قاضى عياض در شرح حديث ام زرع از ابو درداء نقل مىكند كه من گاهى نفس خود را به باطل استراحت مىبخشم ، تا حق آن را دچار ملال نسازد . در اينجا « باطل » يعنى سرگرمى مباح . محمد بن اسحاق گويد : ابن عباس وقتى با اصحابش مىنشست ، مىگفت : مزه بيندازيد يا مزه بيندازيم ! آنگاه شروع به نقل داستانهاى عرب مىكرد و سپس به مسائل جدى بازمىگشت و اين كار را تكرار مىنمود . در المناهج فاكهى از ابن عباس نقل مىكند كه مىگفت : « احمضوا » يعنى تغيير ذائقه بدهيد و شعر بخوانيد ؛ زيرا نفس خسته مىشود ، چنان كه بدن خسته مىشود كه اين ، نقل به معناى حديث پيش گفته است . « حمض » يعنى علفى كه طعم آن به شورى و ترشى بزند و شترى كه از علف شيرين دل‌زده شود ، علف شور و ترش مىخورد . ( 1 )

حديث خرافه

ترمذى در شمايل حديث خرافه را از عايشه و او از پيغمبر ( ص ) آورده كه براى تسلى بخشيدن نفس است ؛ زيرا جان هم مثل آهن زنگ مىزند . خرافه مردى است كه جن او را مدهوش نمود و چون به حال آمد ، احاديث عجيب از جن نقل مىكرد . پس مردم قصه‌هاى بىحقيقت را « حديث خرافه » ناميدند و كسى را كه عقلش سست شود ، خرف مىگويند . زمخشرى در ربيع الابرار گفته است : بعضى خرافه را به تشديد راء خوانده‌اند و اباطيل را « خراريف » نامند . ( 2 )

حديث ام زرع

ترمذى در شمايل قصه ام زرع را از عايشه نقل كرده است . يازده زن با هم مىنشينند كه ويژگىهاى شوهران خود را بگويند و چيزى پنهان ندارند [ و هر يك با عباراتى مسجع شوهر خود را وصف مىكند ] . قاضى عياض گويد : نكته فقهى داستان ، تجويز نادره‌گويى است . اسماعيل بن اويس از شيوخ بخارى يك جزء به اين قصه اختصاص داده است . همچنين زبير بن به كار ، ابو عبيد قاسم بن سلام ، ابن قتيبه ، ابن انبارى ، ابن حيان مصرى ، زمخشرى و رافعى ( در تاريخ قزوين ) آن را نقل كرده‌اند و از متأخرين ، محمد بن نصر الدين دمشقى ، تاج الدين مكى ، عارف ابن وفا مصرى و شيخ مرتضى زبيدى آن را شرح كرده‌اند . از ابو درداء نقل است كه قلب وقتى وادار به كارى گردد ، كور مىشود و البته فكاهه و خرافه و شعر در