گويد : نفرمود ارزش هر كس به دو دست اوست ؛ زيرا دل و زبان است كه انسان را بالا و پايين مىبرد . ابن عبد البر گويد : اين سخن على ( ع ) « قيمة كل امرئ ما يحسن » از شمار سخنان شگفتانگيز با اهميت است كه مردم با آن به هر سوى پرواز كردهاند ، و عدهاى از شاعران نيز آن را پسنديده ، به نظم در آوردهاند .
برخى از پيشينيان كه در فضيلت علم تأليف دارند ، عبارتاند از : ابن ابى خيثمه ، ابو يوسف يعقوب بن ابراهيم قاضى ، ابن ابى عاصم ، اسحاق بن راهويه ، ابو بكر احمد بن على مروزى ، ابو العباس احمد بن على المرهبى ، آدم بن ابى اياس ، ابو نعيم در كتاب فضل العالم العفيف على الجاهل الشريف ، ابو عبد اللّه محمد بن ابى الصدق عدوى كه كتاب ابن ابى خيثمه را پيراست ، ابن عبد البر صاحب كتاب فضل العلم ، محمد بن عبد الرحمن الصابى الجيشى اليمنى صاحب كتاب نشر طى التعريف فى فضل حملة العلم الشريف ، و عارف بكرى كه پانصد حديث در فضيلت علم گرد آورد . نيز به اختصار فضل العلم فاكهى و شرح الاحياء زبيدى رجوع كنيد كه در درستى بعضى احاديث فضل علم ترديد كردهاند و اين اشتباه بزرگى است .
( 1 )
ترتيب علوم در آموختن
ابو نعيم در حلية الاولياء در احوال ابن عباس آورده كه چون علمآموزان بر در خانهء او ازدحام مىكردند ، به طورى كه راه بسته مىشد ، وى به طور بىسابقهاى آنان را بر حسب مطالب مرتب مىساخت . نخست طالبان قرآن را صدا مىكرد ، آنگاه طالبان تفسير را ، آنگاه طالبان مسائل حلال و حرام فقه را ، آنگاه طالبان فرايض ( تقسيم ارث ) را ، و در مرحله پنجم طالبان عربيت و شعر و غرايب لغت و تعبير را .
( 2 )
اوقات آسايش و دلگشايى ميان درس
ابن ابى شيبه ، از ابى سلمه نقل مىكند كه اصحاب پيغمبر ( ص ) خرفت و سست نبودند ، گاه در مجلس شعر مىخواندند و دوران جاهليت را به ياد مىآوردند ؛ اما اگر كسى قصد دين يكىشان را مىكرد ، همچون ديوانهاى چشمانش در حدقه به گردش درمىآمد . ابن الانبارى از ابو بكر ثقفى مرفوعا نقل مىكند كه گاهى قرآن و گاه شعر مىخواندند . مناوى گويد : منظور اين است كه علمآموز ، وقتى ذهنش دچار ركود شد ، سزاوار است با شعر و حكايت آسايش بيابد . چون فكر وقتى بسته شود - و اين حالت براى همه ناگزير پيش مىآيد - از تصور معنا