آمده ، شگفتانگيز است . ( 1 ) ابن القيم در الطرق الحكمية « 1 » آورده است كه پيغمبر ( ص ) فرمود : « به جذاميان پيوسته نگاه نكنيد » و در اين فايدهء عظيمى است ؛ چرا كه طبيعت ، انتقال دهنده است و هنگامى كه شخص به جذامى زياد نگاه كند ، بيم آن هست كه به دو اصابت نمايد .
چنان كه مجرّب است اگر كسى هنگام جماع نگاهش بر چيزى باشد ، صفت همان چيز به فرزند منتقل مىگردد . بيهقى و ديگران آوردهاند كه پيغمبر ( ص ) زنى از قبيلهء غفّار گرفت ، هنگامى كه نزد او رفت ، فرمود : برهنه شو . در كنار پستان آن زن ، سفيدى بود . حضرت از بستر كناره گرفت و صبح فردا مهريهاش را ادا فرمود و او را نزد خانوادهاش برگردانيد .
( 2 ) در الهدى النبوى ابن القيم و سفر السعادة فيروزآبادى آمده است كه پيغمبر ( ص ) ماهى و شير را با هم نمىخورد ؛ و دو خوراكى كه هر دو طبيعت گرم يا سرد داشته باشد ؛ و يا دو قابض يا دو مسهل ؛ يا يك قابض و يك مسهل با هم نمىخورد ؛ همچنين دو غذاى سنگين يا سنگين و سبك را توأم نمىكرد . همچنين كبابى و آبپز ؛ گوشت قورمه و رطب تازه ؛ ماست و تخم مرغ را با هم ؛ گوشت و ماست را با هم ؛ و غذاى شب مانده و گنديده نمىخورد . نيز ثابت نشده كه حضرت غذاى نمكسود يا در سركه خوابانيده شده مصرف كرده باشد ، اما دوغ و آب خرما و شربت عسل بسيار خنك ميل مىفرمود . « 2 »
( 3 ) ابن خلدون در مقدمه ، طب النبى را از قبيل طب پيرمردها و پيرزنهاى قبيله به حساب آورده ، گويد : روى قانون طبيعى و موافقت مزاج نيست و عربها طبيبانى ( درس خوانده ) همچون حارث بن كلده نيز داشتهاند . البته اين سخنى درشت است و شيخ عبد الهادى ابيارى در سعود المطالع « 3 » گويد : گفتهء ابن خلدون گزافه است و قابل توجه نيست ؛ مگر نه اينكه پيغمبر ( ص ) به كسى كه درد شكم داشت فرمود : عسل بخور و چون فايده نكرد فرمود :
« صدق اللّه و كذب بطنك » .
يك پزشك نصرانى به على بن الحسين ( ع ) گفت : كتاب شما ( قرآن ) جايى براى جالينوس باقى نگذاشته ، آنجا كه مىگويد : «
كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا
» « 4 » . نيز آوردهاند كه پيغمبر ( ص ) فرمود : « خداوند ظرفى بدتر از شكم نيافريده ، پس چون از خوردن ناگزيرى ، يك سوم شكم را براى غذا ، يك سوم را براى آب ، يك سوم را براى هوا ( نفس ) قرار بده » .
ابن خيثمه ذيل اين ، حديثى ديگر آورده كه حضرت فرمود : « براى آدمىزاد ، چند لقمهاى كه
هامش
( 1 ) . ابن القيم ، الطرق الحكمية ، ص 246 .
( 2 ) . در اين مورد ر . ك : فاكهى ، المناهج السنية .
( 3 ) . ابيارى ، شيخ عبد الهادى ، سعود المطالع ، ج 2 ، ص 155 .
( 4 ) . اعراف ، 31 .