تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
فى شرف العلماء و العلوم و نيز الاحكام النبوية فى الصناعة الطبيّه كه اين كتاب مبتنى بر چهل حديث از صحيحين است در ده باب : اول در احاديث وارده در ذكر امراض و معالجهء آنها ، دوم در احاديث وارده در خوراك و پوشاك و خواب و . . . ، سوم در اينكه طب وحى است يا تجربه يا قياس ، چهارم در فضيلت تندرستى ، پنجم در بيان بيمارى و ثواب آن و مطالبى دربارهء تعويذ و افسون ، ششم در عيادت مريض ، هفتم در چهل حديث طبى ديگر ، هشتم در اينكه تداوى افضل است يا ترك آن و استدلال بر هر يك ، نهم در فضيلت تب ، و دهم در ادويهء مفرده . اين كتاب ارزشمند ، همچنان كه زندگىنامه نويسنده آن نيز كمياب است و من يك نسخهء قديمى به خط مشرقى از آن دارم كه در مكتبهء ناصريه شام نزديك زمان مؤلف نوشته شده و در 1324 قمرى در زيارت حج بدان دست يافتم . ( 1 ) از شمار كسانى كه مطالب نافعى دربارهء طب نبوى نگاشته‌اند ، ابن القيم است در كتاب الهدى النبوى و نيز شهاب قسطلانى در المواهب . احمد بن صالح اكتاوى درعى منظومه‌اى به نام الهديه المقبوله فى حلل الطب المشموله دارد كه در آن مىگويد : تعويذ و معالجه و تداوى و حجامت ، همه به شرط توكل جايز است و بهترين دليل اذن تداوى ، عمل خود پيغمبر ( ص ) است . ( 2 ) شيخ داوود انطاكى در التذكره ضمن بيان معالجهء سه نوع استسقاء در باديه گويد : نوشيدن شير و ادرار شتر ، به ويژه شترى كه گياهان معطر و گشاينده مثل درمنه و بومادران چريده باشد ، در احاديث تجويز شده است ( ر . ك : قصه عرنيين كه پيشتر آورده‌ايم ) . در بعضى روايات براى علاج مرض استسقاء به خود گياهان كاركن و گشاينده ، مثل درمنه و بارهنگ اشاره شده است . داوود انطاكى گويد : اين غايت معالجه است . بعضى مجتهدان از قصه عرنيين ، طهارت ادرار حيوانات حلال گوشت را استفاده كرده‌اند و بعضى گفته‌اند اين از باب تجويز ضرورى بوده وقتى متعيّن شود ، مثل اينكه براى فرو بردن لقمه‌اى كه دارد آدم را خفه مىكند ، اگر آب وجود نداشته باشد و فقط شراب حاضر باشد ، خوردن يك جرعه شراب جايز است . پيغمبر ( ص ) گاهى نيز از طريق غير عادى معالجه مىفرمود و آن از باب اعجاز است ؛ چنان كه در قصهء ملاعب الاسنّه آمده ، حضرت در يك مشت خاك ، آب دهان افكند و براى او فرستاد و او با همان معالجه شد . همچنين آنچه در التذكره داوود انطاكى راجع به تب و جذام