( 1 ) ابن سيرين گويد : به عمر خبر رسيد كسى در بصره قصص مىگويد ، به دو نوشت : «
الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ ، إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ، نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ . . .
» . « 1 » آن مرد مقصود عمر را فهميد و ترك كرد . نيز آوردهاند ابن عباس به عبيد بن عمير برخورد و او قصص مىگفت ، پس آياتى از قرآن را براى او يادآورى كرد . « 2 » سيوطى دربارهء قصصگويى رسالهاى دارد . زبيدى در الاتحاف گويد : جز دانشمندى استوار كه حافظ حديث پيغمبر ( ص ) باشد ، درست و نادرست آن را بشناسد ، تاريخ و سير بداند ، پارسا و دينشناس باشد ، و عربىدان و پرهيزكار باشد ، سزاوار نيست كه قصصگويى كند . ابو نعيم و عسكرى آوردهاند : تميم دارى از عمر درخواست كه سرپا براى مردم قصصگويى كند و عمر به دو اجازه داد .
در طبقات ابن سعد « 3 » آمده است كه مادر حسن بصرى براى زنان قصصگويى مىكرد . اين زن ، معاصر صحابيان بزرگ بود و خود از ام سلمه همسر پيامبر ( ص ) و ديگران روايت مىكرد . در همان كتاب از حسن نقل كرده كه اسود بن سويع مردى بود شاعر ، و نخستين كسى بود كه در اين مسجد ( بصره ) قصصگويى كرد . او مىگفت در چهار غزوه با پيغمبر ( ص ) همراه بودهام . اسود در آخر مسجد قصصگويى مىكرده است . « 4 »
( 2 )
سخنان پيغمبر ( ص ) در بهداشت و درمان و تغذيه
( 3 ) مستغفرى كتابى در طب النبى ( ص ) نوشته ، و همچنين است كتاب ابن طرخان كه بسيار سودمند است . صاحب كشف الظنون گويد : ابو نعيم تأليفى در آن موضوع داشته ، و على بن موسى الرضا ( ع ) براى مأمون رسالهاى در طب نگاشته ( طب الرضا ) . حبيب نيشابورى ، ابن السنى و عبد الملك بن حبيب ، هر كدام رسالهاى در طب النبى دارند . سيوطى كتاب المنهج السوى و المنهل الروى فى الطب النبوى را دارد در سه فن : قواعد طب ، ادويه و اغذيه و علاج امراض . مؤلف گويد : شايد كتاب سيوطى ، اختصار كتاب الطب النبوى ذهبى باشد كه مكرر چاپ شده است . صاحب كشف الظنون از كتاب ابن طرخان نام نبرده ، حال آنكه [ پيش از او ] طاشكبرىزاده نام برده ، و آن كتاب نفيسى است . ابن طرخان كتابى هم دارد به نام مطلع النجوم
هامش
( 1 ) . يوسف ، 1 - 3 .
( 2 ) . ر . ك : الجوزى ، القصاص و المذكرون ؛ ابو احمد بن عمرو بن ابى عاصم ، المذكر و التذكير و الذكر ؛ حافظ عراقى ، الباعث على الخلاص عن حوادث القصاص .
( 3 ) . ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 7 ، ص 28 .
( 4 ) . براى اطلاع بيشتر ر . ك : جعفريان ، رسول ، كتاب قصهخوانان در تاريخ اسلام ، در شرح قصهخوانى در صدر اسلام ، م .