همچنين در روايتى ، از عدهاى از صحابه ، از بلال نقل مىكنند كه پيغمبر ( ص ) فرمود :
« الموت كفارة لكل مسلم » .
( 1 )
در اينكه جلالت قدر صحابى ، مانع مخالفت با او نمىشد
ابن عباس كه شاگرد على ( ع ) و زيد بن ثابت است ، در مواردى با آنها مخالفت نمود . پس شاگرد مىتواند در مسائلى مخالف شيخ خود باشد و در صورتى كه دلايل موجّه و مورد قبول اقامه نمايد ، اين كار بىادبى شمرده نمىشود . سيوطى رسالهاى دارد در موارد قهر كردن صحابه با يكديگر ، به سبب مسائل سياسى و دينى .
( 2 )
آداب صحابه با شاگردان خود
ابن عباس در مواردى كه از حديثى نزد كسى به دو خبر رسيده بود ، به سراغش مىرفت و هرگاه آن شخص خواب بود ، منتظرش مىماند تا بيدار شود . آن شخص مىگفت : اى پسر عمّ رسول خدا ، اگر مرا احضار مىكردى مىآمدم . ابن عباس مىگويد : سزاوارتر آنكه من نزد تو بيايم و حديث را بپرسم . ابن عبد البر از ابن عباس روايت مىكند كه : من علم رسول اللّه را نزد اهالى فلان محلهء انصار يافتم و بر در خانهء هر يكشان مىخوابم ، حال آنكه اگر بخواهم مرا اذن دخول مىدهد ، اما براى رضايت خاطر او اين كار را مىكنم . ابو الزناد از پدرش روايت مىكند كه عمر بن عبد العزيز را ديدم نزد عبيد اللّه [ بن عبد اللّه ] به طلب علم ابن عباس مىرفت ، و عبيد اللّه گاهى به او اذن دخول مىداد و گاه نمىداد .
خطيب از على ( ع ) روايت مىكند : از جمله حقوق عالم بر تو اين است كه بر همه به طور عام سلام كنى و به ويژه او را تحيّت نيز بگويى ، و پيش روى او بنشينى و با دست و چشم اشاره نكنى ، و قول مخالف او را به نام نقل نكنى ، و نزد او غيبت نكنى ، و جامهء او را نگيرى ، و زمانى كه حوصله ندارد بر او وارد نشوى ، و بر طول صحبتش اعتراض و تعريض نكنى ؛ كه عالم همچون نخل است ، بايد منتظر بمانى كه چيزى از آن فرو افتد . اجر مؤمن عالم ، بيش از روزهدارى است كه در راه خدا مىجنگد ، و زمانى كه عالم مىميرد ، شكافى در اسلام باز مىشود كه تا قيامت چيزى آن را پر نمىكند .
( 3 )
روايت صحابه از تابعان
غالبا و معمولا تابعان از صحابه روايت مىكنند ، و بعضى عكس آن را منكر شدهاند و گفتهاند