اما خطيبان متأخر مغرب ، در اين جنبه اهمال مىورزند و انتقاد مىكنند ؛ حال آنكه اگر بدانند خطبههاى پيغمبر ( ص ) و جانشينانش چگونه بود ، منكر تنوع خطبهها بر حسب مورد و مقام نمىشوند .
( 1 )
نقل قول پيغمبر ( ص ) از اصحابش ، و سخن گفتنش از ايشان
پيغمبر ( ص ) در نامهاى به زرعة بن ذى يزن نوشت : « و ان مالك بن مزود الرهاوى قد حدّثنى انك اسلمت و قاتلت المشركين فابشر بخير » . نيز از قول پيغمبر ( ص ) از مادرش روايت مىكنند كه حين تولد حضرت ، قصور شام و بصرى پرتوافكن شده است . همچنين آوردهاند پيغمبر ( ص ) به ابىّ بن كعب فرمود : خدا به من امر كرده است «
لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا
» را نزد تو بخوانم . سيد سمهودى گويد : از اين حديث برمىآيد كه مفضول مىتواند از فاضل اخذ كند . مؤلف گويد :
اصل اينكه بزرگان از كوچكترها روايت كنند ، نيز در همين حديث است ؛ همچنان كه خلفاى نخستين « 1 » و غير ايشان از عايشه روايت مىكنند و نوع چهل و يكم از التقريب نووى ، اين نوع احاديث است .
( 2 )
صحابه بعضى از بعضى روايت كردهاند
هرچند بيشتر روايات صحابه از پيغمبر ( ص ) و روايات تابعين از صحابه است ، اما نمونههايى هم هست كه صحابه بعضى از بعضى روايت كردهاند و در بعضى از اين روايات ، چهار صحابى جمع است ؛ چنان كه سائب بن يزيد از حويطب بن عبد العزى ، از عبد اللّه بن السعدى ، و از عمر روايت كرده است كه پيغمبر ( ص ) فرمود : « ما جاءك اللّه من هذا المال من غير اشراف و لا سائل فخذه و لا تتبعه نفسك » . نيز همينطور است روايت كثير بن مرة ، از نعيم بن هبار از مقدام بن معدى كرب ، از عوف بن مالك . در بعضى از اين احاديث ، چهار زن صحابى مثلا دو تن از همسران پيغمبر ( ص ) و دو دختر خواندهء پيغمبر ( ص ) حضور دارند ؛ چنان كه عروه از حبيبه ، از ام حبيبه ، از زينب بنت جحش روايت مىكند كه روزى نزد پيغمبر ( ص ) رفتم ، چهرهاش سرخ شده بود و مىفرمود : « لا إله الا اللّه ويل للعرب من شر قد اقترب » . عرض كردم : يا رسول اللّه ، آيا ما هلاك مىشويم در حالى كه صالحان ميان ما هستند ؟ فرمود : بله ؛ وقتى خبث زياد شود .
هامش
( 1 ) . بايد گفت « خلفاى ثلاثه » ؛ چون از امام على ( ع ) چيزى روايت نشده است كه از عايشه نقل كرده باشد ، م .