هرگاه باشد ، اسرائيليات و روايات موقوف است ؛ اما چنين نيست . حافظ عراقى ، بيست روايت را با اين شرط جمع كرده ( صحابى از تابعى ) . از آن جمله است روايت انس از پسرش كه اسم نبرده است . احمد بن على بن الخطيب كتابى تحت عنوان روايات الصحابة من التابعين داشته است .
( 1 )
صحابه از موالى دانش آموختهاند
أبو بكر ، عمر ، اسامه ، عبد اللّه بن عمر ، كعب بن عجره ، براء بن عازب و . . . ، از بلال روايت كردهاند . نيز در احوال صهيب در طبقات ابن سعد آمده است كه عمر دستور داد صهيب پيشنماز اهل شورا شود . پس از فوت او ، وقتى مسلمانان ديدند صهيب نمازهاى واجب را بر اهل شورا امامت مىكند ، نماز بر جنازهء عمر را هم به دو واگذار كردند . در احوال سالم غلام ابو حذيفه در التهذيب نووى و الاستيعاب آمده است كه عمر بسيار او را مىستود و حتى پيش از وفات گفت : هرگاه سالم زنده مىبود ، او را در شورا قرار مىدادم . ابن عبد البر گويد : اگر سالم زنده مىبود ، در واقع نظر عمر را بيان مىكرد .
( 2 )
صحابه از يهوديان تازه مسلمان چيزهايى آموختند
اولين يهودى كه بعد از ورود پيغمبر ( ص ) به مدينه اسلام آورد ، عبد اللّه بن سلام است كه ملازم پيغمبر ( ص ) مىبود و از آن حضرت علم بسيار آموخت . ابو هريره ، عبد اللّه بن مغفل ، انس و عبد اللّه بن حنظله ، قيس و . . . از او روايت مىكنند و اين آيه در حقّ او نازل شده است :
«
قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
» . « 1 » در التاريخ الصغير بخارى آمده است كه وقتى معاذ مىمرد ، گفتند : ما را وصيتى كن ، گفت : علوم را نزد ابو درداء ، ابن مسعود و عبد اللّه بن سلام بجوييد . بغوى در المعجم از عبد اللّه بن مغفل آورده كه عبد اللّه بن سلام ، على ( ع ) را از خروج از مدينه و حركت به سوى عراق منع كرد و گفت : از قبر پيغمبر ( ص ) جدا مشو كه اگر آن را ترك كنى ، ديگر نخواهى ديد . على ( ع ) فرمود : تو مردى نيك و از ما هستى . همچنين بسيارى از صحابه از كعب الحبر ( كعب الاحبار ) احاديثى آموختهاند . « 2 » و « 3 »
هامش
( 1 ) . رعد ، 43 . منابع شيعى ، اين آيه را در شأن امام على ( ع ) و ديگر امامان شيعه دانستهاند ، مانند : تفسير العياشى ، ج 1 ، ص 220 ؛ تفسير القمى ، ج 1 ، ص 367 ؛ طبرسى ، جوامع الجامع ، ج 2 ، ص 269 ؛ طوسى ، التبيان ، ج 6 ، ص 267 .
( 2 ) . ر . ك : ابن زكرى فاسى ، الفوائد المتبعه .
( 3 ) . مخفى نماند كه بسيارى از صحابه هم كعب الاحبار را دروغگو شمرده ، با وى و احاديثش مخالفت كردهاند ، م .