جمعيت مىگذرد تا خود را نزد من رساند و اگر بتوانم ، كارى مىكنم كه مگس بر چهره او ننشيند ( يا اگر مگس بر او بنشيند ، من ناراحت مىشوم ) .
( 1 )
صفت حاملان علم در آن روزگار
ابن خلدون گويد : كسانى كه حامل قرآن و سنت بودند و احكام شرع را تشخيص مىدادند ، « قارى » ناميده مىشدند . روايتى از انس در احوال حرام بن ملحان انصارى است كه وجود قاريان را در زمان پيغمبر ( ص ) تأييد مىكند ؛ هرچند در طبقات ابن سعد فقط براى سعد بن عبيد انصارى لقب « قارى » آمده است . به هر حال ، پس از آن علما به تحنّك ( تحت الحنك بستن ) شناخته مىشدند ؛ چنان كه قرافى در الفروق « 1 » مىنويسد : « ما افتى مالك حتى اجازه اربعون محنكا ؛ مالك فتوى نداد تا وقتى چهل نفر تحت الحنك بند ( عمامهداران ) به دو اجازت دادند » و تحت الحنك بستن ، علامت علما بود ؛ تا آنجا كه از مالك مسألهاى پرسيدند كه آيا نماز خواندن تحت الحنك نبسته جايز است ؟ گفت اشكالى ندارد ، كه نشان مىدهد چون اهل فتوا تحت الحنك مىبستند ، سؤالكننده پنداشته آن از واجبات نماز است .
( 2 )
پيغمبر ( ص ) حاملان حديث را خلفاى خود ناميد
از ابن عباس روايت است كه پيغمبر ( ص ) فرمود « اللهم ارحم خلفائى » پرسيدند : يا رسول اللّه ، خلفاى تو كيستند ؟ فرمود : آنها كه احاديث مرا روايت كنند و به مردم آموزند . بر اين اساس ، در قديم بعضى محدثان را « امير المؤمنين » خواندهاند ، مثل سفيان بن راهويه و بخارى . نيز در كتابى به نام التبيين به من سمّى امير المؤمنين ، نخستين كسانى كه از محدثان اين لقب يافتند عبارتاند از ابو الزناد ، محمد بن اسحاق ، شعبة بن الحجاج ، عبد اللّه بن مبارك و دارقطنى .
مؤلف گويد : از محدثان متأخر ، ابن حجر اين لقب يافت . يكى از معاصران ما به نام محمد حبيب اللّه الجكنى الشنجيطى ، منظومهاى سروده است به نام هدية المغيث فى امراء المؤمنين فى الحديث .
( 3 )
برنامه و عنوان قرآن
مختار بن ابى بكر كنتى در الاجوبة المهمه گويد . اصل در برنامه ، اين آيهء قرآن است كه
هامش
( 1 ) . قرافى ، الفروق ، ج 2 ، ص 130 .