«
هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ وَ لِيُنْذَرُوا بِهِ وَ لِيَعْلَمُوا أَنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ لِيَذَّكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ
» . « 1 » عالمان واقعى ، همگى بر اين باورند كه قرآن همين است و آيه ، همه اوامر ، نواهى ، توحيد ، نبوت و معاد را در برمىگيرد .
مؤلف گويد : من خود مصحفى ديدم كه در ورقهء اولش همين آيه را نوشته بودند .
( 1 )
پيغمبر ( ص ) طالب علم را تشويق كرد كه هر چه نمىداند بپرسد
حديثى مرفوع هست كه با عالمان بنشين ، از بزرگان بپرس و با حكيمان بياميز . بر اساس آنچه ابن عبد البر در كتاب العلم آورده ، سؤال ستوده است و الحاح در طلب علم مطلوب ؛ هر چند ترك افراط در اصرار وقتى به حد ناستودهاى برسد ، اولى است . از اين رو ، ابن عبد البر افزوده است : « و منع ما منع منه » . از پيغمبر ( ص ) مأثور است كه « شفاء العىّ فى السؤال ؛ چارهء ناتوانى و نادانى در پرسيدن است » . از عايشه روايت است : رحمت بر زنان انصار ، كه حيا مانع سؤال آنها از شريعت نمىشد .
( 2 )
پيغمبر ( ص ) جواب پرسش كنندگان را بر حسب قابليت مىداد
هر كس در پاسخهاى پيغمبر ( ص ) به پرسندگان و علمآموزان تأمل كند ، مىبيند كه بر حسب احوال ، اشخاص و موارد ، مختلف است ؛ چنان كه در صحيحين آمده است برترين اعمال را از پيغمبر ( ص ) پرسيدند : حضرت در جواب هر كس فضيلتى را بيان فرمود .
بر اساس آنچه نووى در شرح صحيح مسلم نوشته ، هر چه را به حال خود سؤالكننده نافعتر بود ، راهنمايى فرمود . براى مثال ، اگر در كسى كبر و ترشرويى ديد ، فرمود : بهترين اعمال اطعام طعام و افشاى سلام است . از ديگرى بىمبالاتى دست و زبان مشاهده كرد ، پاسخ ديگرى داد ، و هر كس را مطابق نياز لحظهاش فايده رساند . ابو عبد اللّه سنوسى گويد :
جوابهاى مختلف و حتى فتواهاى مختلف براى يك سؤال ، از اختلاف اشخاص و احوال سرچشمه مىگيرد .
ابن مرزوق گويد : پيشوا و واعظ بايد به مردم آنچه نمىدانند بياموزد و آنچه فراموش كردهاند يادآورى كند ، و بدانچه در آن سستى ورزند تحريك و تشويقشان نمايد . خطيبان شرق اسلامى و خطيبان قديم اندلسى در خطبههاشان ، حاجت و اقتضا را در نظر مىگيرند ،
هامش
( 1 ) . ابراهيم ، 52 .