تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
( 1 )

پرهيز صحابه از سخن گفتن در آنچه به حال شنونده ضرر داشت

از على ( ع ) روايت است كه فرمود : اگر مىخواهيد خدا و رسول تكذيب نشوند ، از آنچه مردم به رسميت نمىشناسند ، سخن مگوييد و از آنچه مىشناسند ، سخن بگوييد . از پيغمبر ( ص ) روايت است كه وقتى مردم دربارهء پروردگارشان حرف مىزنند ، چيزى نگوييد كه دور از ذهن آنها بوده يا پذيرفتنش سخت باشد . نيز روايت است كه فرمود : اى ابن عباس ، سخنى مگو كه خرد مردم آن را تحمل نكند كه اين فتنه‌اى براى آنها خواهد بود . همچنين فرمود : هر چه از من مىشنويد ، نقل كنيد مگر آنچه خردهايشان نتواند ضبط كند و براى بعضىشان فتنه باشد . از اين جهت ، ابن عباس چيزهايى را مىنهفت و براى عده‌اى آشكار نمىكرد . ابن مسعود گويد : هر سخنى به مردم بگويى كه عقلشان به آن نمىرسد ، براى بعضىشان فتنه خواهد بود . در الصحيح از ابو هريره « 1 » روايت است كه دو انبان حديث از پيغمبر ( ص ) نگه داشته‌ام كه يكى را گشوده‌ام و آن ديگرى را اگر بگشايم ، گلويم بريده مىشود ! ( 2 )

توصيهء پيغمبر ( ص ) به جوانان جوياى علم

در رياض المتعلمين ابو نعيم آمده است كه جوانان ، نزد ابو سعيد خدرى مىرفتند و سؤال مىكردند . ابو سعيد مىگفت : مرحبا به سفارش‌شدگان پيغمبر ( ص ) . او از پيغمبر ( ص ) روايت مىكرد كه به زودى كسانى در جستجوى فقه به سراغ شما خواهند آمد ، پس بديشان بياموزيد و نيكى كنيد . در روايت ديگرى آمده است كه ابو سعيد خطاب به جوانان گفت : ما مأموريم براى شما حديث حفظ و نگهدارى كنيم و در مجالس براى شما جا باز كنيم . ابن الجوزى روايتى از زيد بن ثابت آورده كه پيغمبر ( ص ) فرمود : علم را به جوانان بسپاريد . ابن عبد البر و بيهقى از زهرى روايت كرده‌اند كه مجالس عمر ، پر از قاريان جوان و پير بود و بسا با آنان مشورت مىكرد و مىگفت : جوانى بعضى از شما ، مانع اظهار نظر نشود ؛ زيرا علم به جوانى و پيرى نيست . ( 3 )

صحابه ، هم‌نشينان فراگيرنده و فهيم را غنيمت شمرده ، دوست مىداشتند

از ابن عباس روايت است : گرامىترين هم‌نشين نزد من ، كسى است كه به سختى از ميان
هامش
( 1 ) . درباره شخصيت فردى و علمى ابو هريره ، ر . ك : موسوى ، سيد شرف الدين ، ابو هريره .
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 352 | عبد الحي الكتاني / عليرضا ذكاوتى قراگزلو