كنيد . صاحب سه گرده نان گفت : نصف خوراكش از نان من و نصف خوراكش از نان تو بوده است ، پس نصف پول را به من بده . ديگرى گفت به تو سه درهم مىرسد . دعوا نزد على ( ع ) بردند . على ( ع ) فرمود : به صاحب سه گرده يك درهم و به صاحب پنج گرده هفت درهم مىرسد ؛ چون از سهم اولى ثلث گرده و از سهم دومى گرده و ثلث گرده نان خورده است .
صحابه ، علم عقود اصابع را هم به كار مىبردند ؛ چنان كه مثلا نهادن دو دست بر دو زانو مثل حالت تشهد ، نمايش عدد 55 است . ارقام عربى ( هندى ) در دورهء خلافت على ( ع ) ( سال چهلم هجرى ) وارد اروپا شد . « 1 »
( 1 )
ترجيح اينكه از قريش تعليم بگيرند
حديثى مرفوع آوردهاند كه از قريش بياموزيد و به قريش مياموزيد ، و قريش را مقدم بداريد و مؤخر مداريد ؛ زيرا هر قريشى قوّت دو غير قريشى دارد . از ابن عمر روايت است كه علم را از خاندانهاى و الا فرا بگيريد ؛ زيرا علم نزد آنهاست و هرچه مىگويند بنويسيد كه آنها دروغ نمىگويند .
( 2 )
امر به آموختن نجوم
ابو نعيم در روض المتعلمين از پيغمبر ( ص ) روايت مىكند كه فرمود : بهترين بندگان خدا كسانى هستند كه مواظب ماه و خورشيد و ستارگان و هلالها هستند و خدا را ياد مىكنند . نيز از ابن عمر مرفوعا روايت كرده است : نجوم بياموزيد ، آن قدر كه در تاريكى بتوانيد راه را پيدا كنيد .
از ابو هريره موقوفا « 2 » روايت است : نيكان اين امّت كسانىاند كه براى اوقات نماز ، مواظب آفتاب هستند .
سيوطى از ابن عمر روايت كرده : نجوم بياموزيد ، آن قدر كه در تاريكىهاى دريا و صحرا راه را بيابيد و به همين بس كنيد . منظور اين است كه به نجامت ( يعنى طالعبينى از روى ستارگان ) نرسد كه آن به كهانت مىكشد ؛ زيرا آنچه آموختنش مجاز است ، علم تيسير است ( يعنى آسانسازى زندگى ) نه علم تأثير ( اعتقاد به اثر معيّن ستارگان بر روى زندگى هر شخص و اينكه هر كس ستارهاى دارد ) .
در سعود المطالع آمده است : و علم الفلك از واجبات كفائى است و بعضى گفتهاند براى
هامش
( 1 ) . شهاب مرجانى ، وفية الاسلاف ، ص 33 .
( 2 ) . يعنى نقلى كه مستند به پيغمبر ( ص ) يا معصوم ديگر نيست ، م .