تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
در المجاجى به نقل از عبرينى آمده است كه اگر بين اهل دهى ، برخى از بناى مسجد يا استخدام قرآن‌آموز براى كودكان امتناع كنند ، آيا مىتوان اجبارشان كرد ؟ گفت : واجب است مجبورشان كنند . ابن غازى در حاشيه بر الصحيح ، از ابن بطال نقل كرده كه ابو حنيفه و شافعى ، تعليم قرآن و علم و فقه و آيين مسلمانى را به حربى و ذمّى جايز دانسته‌اند . فروش مصاحف جايز است ؛ چنان كه در زمان عثمان معامله شد و مورد انكار قرار نگرفت . ( 1 )

مكتب براى قرائت كودكان

در صحيح بخارى آمده است كه ام سلمه ، از معلم مكتبى خواست چند پسربچه نزد او بفرستد ، و نيز بخارى نوشته است كه ابن عمر بر كودكان مكتب سلام مىكرد . از شيخ مختار كنتى دربارهء اصل تعطيل پنجشنبه ، چهارشنبه و جمعه پرسيدند ، گفت : پيش از خلافت عمر ، صحابه دختر و پسر صغير خود را قرائت مىآموختند و بزرگ‌ترها از بزرگ‌ترها ياد مىگرفتند تا ذهنشان روان شود . وقتى فتوحات گسترش يافت و غير عربها مسلمان شدند و نيز باديه‌نشينان ايمان آوردند ، عمر دستور داد مكتب‌خانه بنياد نهادند و كسانى را براى تأديب و تعليم كودكان گماشت كه هر هفت روز درس مىدادند . وقتى عمر از فتح شام برگشت ، اهل مدينه و از جمله كودكان به استقبال رفتند و آن روز چهارشنبه بود . پس پيشوازكنندگان عصر چهارشنبه و تمام روز پنجشنبه و صبح جمعه با خليفه بودند و خليفه آن سه روز را براى كودكان استراحت قرار داد و بر كسى كه آن سنت را معطّل گذارد ، نفرين نمود و آيندگان نيك‌كردار هم به دو اقتدا كردند . همچنين است تعطيل عيد قربان و سه روز بعد از آن ، و تعطيل روز تولد پيغمبر ( ص ) با سه روز قبل و بعد از آن ، كه جزء استراحتهاى مشروع است . آورده‌اند عامر بن عبد اللّه ، پسرش را كه شوخ و هرزه‌گوى بود حبس كرد و گفت : تا قرآن را كامل نياموزى ، آزاد نمىشوى . وقتى همه قرآن را آموخت ، خواست آزادش كند ، آن پسر زندان را ترك نمىكرد و مىگفت : هيچ‌جا براى من از اينجا بهتر نيست كه كتاب خدا را به طور كامل آموختم . ( 2 )

كودكان ، آب لوحهاى شسته را كجا مىريختند ؟

در شرح المجاجى بر المختصر ابن ابى حمزه از قول انس آورده است وقتى معلم كودكان
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 344 | عبد الحي الكتاني / عليرضا ذكاوتى قراگزلو