تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
متعلق به جدش ابو عامر اصبحى - كه در صحابى بودنش بحث هست - و گفت : اين در زمان عثمان نوشته شده است . زيور آن قرآن از نقره و روكش آن از پرده كعبه بود و مالك گفت : من بر آن چيزى نيفزوده‌ام . ابن رشد گويد : از اين برمىآيد كه زينت قرآن با نقره جايز است ؛ اما زينت قرآن با طلا گرچه حرام نيست و مالك در الموطّأ مجاز دانسته ، مكروه است . ( 1 )

بوسيدن قرآن

در شرح احاديث اربعين محمد بن مصطفى الكرمانى حنفى آمده است كه برخى از صحابه ، هر صبح قرآن را مىبوسيدند و بعضى گفته‌اند اين بدعت است . « 1 » در الدّر المختار شرح تنوير الابصار حصكفى دمشقى نيز آمده است كه خليفه دوم هر صبح قرآن را مىبوسيد و مىگفت : « عهد ربّى و منشور ربّى عزّ و جلّ » . و عثمان هم قرآن را مىبوسيد و بر چهره مىماليد . شمس سفارينى حنفى در شرح منظومة الآداب آورده است : بوسيدن قرآن مستحب است ؛ چرا كه عكرمة بن ابى جهل همين كار را مىكرد و گفته‌اند قرآن را بر صورتش مىگذاشت و مىگفت : « كتاب ربّى ، كتاب ربّى » . در مناسك وارد است كه حجر الاسعد ( حجر الاسود ) دست راست خدا در زمين است و معمولا به قصد اكرام دست را مىبوسند . پيداست كه قرآن ، صفت ( كلام ) الهى است و به بوسيدن اولى است . همچنين است بوسيدن دست عالم ، ولىّ ، مردان نيك و نيز قبر صالحان . ( 2 )

صحابه مستحب مىدانستند كه صبح پيش از خروج از خانه بر مصحف نظر اندازند

از قوت القلوب ابو طالب مكى نقل شده كه بسيارى از صحابه ، از روى مصحف قرائت مىكردند و دوست داشتند پيش از خروج از خانه ، بر قرآن نظر اندازند . نيز دو قرآن در دست عثمان مندرس شد ، از بس آنها را مطالعه مىكرد . در المنح الباديه فاسى آمده است كه سلف صالح و پيشوايان ، صبحگاهان اول كارى كه مىكردند ، نظر كردن بر قرآن بود و كسى را كه چشم درد داشت ، سفارش مىكردند كه بر قرآن بنگرد . در طبقات ابن سعد « 2 » از قول مجاهد آمده است كه عبد الرحمن بن ابى ليلى اتاقى داشت مخصوص قرائت قاريان ، كه فقط براى صرف طعام از آنجا بيرون مىرفتند . پس بدين گونه ، متوجه اشكال نقل قول تحفة الاكابر از مختصر ابن ابى زيد مىشويم كه گويد : حجّاج مردم را وادار مىكرد در مساجد از روى مصحف
هامش
( 1 ) . المنية ، ص 106 . ( 2 ) . ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 6 ، ص 75 .