بخوانند و اين امرى قديم ( يعنى سابقهدار در زمان پيغمبر ( ص ) و صحابه نبود ) . در كتاب تحفة الاكابر آورده است كه هر كس قرآن را حفظ كند ، خداوند عذاب پدر و مادرش را كاهش مىدهد .
( 1 )
قرآنآموزى در زمان پيغمبر ( ص ) و روا داشتن اجرت تعليم
در صحيح بخارى از ابن عباس روايت است : « سزاوارترين پاداشى كه مىگيريد ، براى كتاب خداست » . ابن بطال گويد : اين تجويز عام است براى گرفتن حق تعليم ، مالكيان ، و حديثى را كه ظاهرش مقتضى تحريم است تأويل مىكنند . در حديثى از بخارى ، تعليم قرآن ، مهريهء زن قرار داده شده است . مردى را نزد پيغمبر ( ص ) به نيكى ياد كردند ، حضرت فرمود : آيا قرآن نيز مىآموزد ؟ « 1 » سيوطى گويد : قرآنآموزى به كودكان ، از اصول اسلامى است ؛ زيرا كودكان طبق فطرت بزرگ مىشوند و پيش از آنكه هوسها در دلشان جايگير شود و سياهش سازد ، نور حكمت بر آن مىتابد .
پيغمبر ( ص ) با هيئتهاى نمايندگى اعراب پس از آنكه مسلمان مىشدند شرط مىكرد در قبيلهء آنها قرآن خوانده شود ، امور دين آموخته شود و اذان گفته شود . نيز از آن حضرت ( ص ) مروى است : قرآن بياموزيد كه حكايت قرآن آموختهاى كه قرآن بخواند ، حكايت انبانى است آكنده از مشك ، كه بوى خوشش از همه جا به مشام مىرسد و هرگاه نخواند ، مانند انبان مشكى است كه درش بسته باشد . ترمذى ، نسائى ، ابن ماجه و ابن حبان نيز اين حديث را آوردهاند . در نجوم المهتدين ابو المحاسن نبهانى « 2 » آمده است كه صحابه ، بعضى همهء قرآن را حفظ بودند و بعضى قدرى از آن را كم يا زياد ، كم بود كسى كه هيچ حفظ نباشد ، تا آنجا كه عمر دستور داد غنايم را به اندازهء حفظ قرآن تقسيم كنند و بدين گونه ، رغبت آنها در دين و دنيا افزوده شد .
( 2 ) ابن خلدون در مقدمه گويد : قرآنآموزى پسران ، از شمار شعارهاى دينى است كه مسلمانان آن را در پيش گرفتهاند و در همهء شهرها بر اين روش رفتهاند ؛ به سبب آنكه ايمان را در دلها رسوخ مىدهد و قرآن ريشه و مبناى ملكاتى مىشود كه بعدا به دست مىآيد . اين عادت اسلامى ، به دليل تبرك جستن به قرآن هم هست ، و نيز از جهت اينكه مبادا آفتى براى فرزند پيش آيد و فرصت قرآنآموزى را از دست بدهد .
هامش
( 1 ) . مسند عائشة ، ج 6 ، ص 66 .
( 2 ) . نبهانى ، ابو المحاسن ، نجوم المهتدين ، ص 401 .