و نشريسى گويد : از جملهء بدعتها ، حفظ قرآن بدون تفقه ( درك عميق ) است . از مجاهد نقل است كه سه بار قرآن را نزد ابن عباس خواندم و هر آيه را پرسيدم كه چگونه و در چه باب نازل شده است . در جامع البيان و التحصيل ابن رشد آمده است كه ابو موسى اشعرى از بصره به عمر نوشت كه جمعى قرآن حفظ كردهاند . عمر دستور داد مستمرى براى آنها برقرار شود .
سال ديگر نوشت چند برابر آن عده قرآن را از بر كردهاند ، عمر نوشت رهايشان كن ، مىترسم مردم مشغول حفظ قرآن شوند و تفقه در آن را ترك كنند . اين روايت در كنز العمال آمده است .
در شرح ملا على قارى بر مسند ابى حنيفه آمده است كه در صدر اول ، قارى قرآن ، عالم به سنّت و مسائل قرآن ، و غيره بود ؛ از اين رو ، روايت است آنكه قارىتر است ، امامت كند . در احوال ابو القاسم وحلائى درعى آمده است كه لوحى را محو نمىكرد تا هر چه در آن مربوط به احكام ، تجويد ، اختلاف قرائات ، نگارش ، اعراب و تفسير بود ، ياد مىگرفت و براى هر فنى استادى بود و چه بسا در يك هفته ، فقط يك هشتم جزء از قرآن را مىآموخت ، تا همه مطالب را استادان مربوط بگيرد .
( 1 )
اطلاق « مصحف » بر قرآن
ابن اشته در كتاب المصاحف از طريق كهمس با سند منقطع از بريده نقل مىكند : نخستين كسى كه قرآن را در يك مصحف گردآورى كرد ، سالم مولاى ابو حذيفه بود ، آنگاه مشورت كردند كه آن را چه بنامند . بعضى گفتند : « سفر » ، سالم گفت : اين نامگذارى يهوديان است .
پس سالم گفت : من ديدم در حبشه چنين مجموعهاى را مصحف مىناميدند . پس متفق شدند بر آنكه قرآن را مصحف بنامند . سيوطى در كتاب الاوائل از ابن ابى شيبه در كتاب المصاحف آورده است : نخستين كسى كه مصحف را مصحف ناميد ، ابو بكر است . در الحديقة الندية نابلسى آمده است : مصحف به هر سه حركت ميم مشتق است از « اصحف » ، يعنى « صحف را در آن جاى داد » و اين كلمه براى قرآن علم شده ، و نخستين كسى كه قرآن را بدان ناميد ، ابو بكر بود .
( 2 )
فتواى صحابه در نوشتن قرآن
از ابن عباس راجع به اجرت كتابت قرآن پرسيدند ، گفت : اشكالى ندارد . اينها مصورانى