تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
مذاكرهء علم مىپرداختند و گفته‌هاى حضرت را تكرار مىكردند . انس گويد : آن قدر حديث را تكرار مىكرديم كه وقتى برمىخاستيم ، گويى در دل ما راه باز كرده است . در سلسله اين روايت يزيد رقاشى است كه ضعيف است . حاكم در المستدرك از ابو سعيد روايت مىكند كه وقتى اصحاب جمع مىشدند ، به مذاكرهء علم مىنشستند و سوره‌اى مىخواندند . ( 1 )

عالم شاگردش را به سخن گفتن در محضر خود وامىدارد

آورده‌اند كه ابن عباس به سعيد بن جبير گفت : سخن بگو . سعيد گفت : در حضور تو ؟ ابن عباس گفت : اين از نعمتهاى خدا بر توست كه در حضور من سخن بگويى تا اگر خطا نمودى ، آگاهت كنم . بيهقى در المدخل و ابن سعد در طبقات اين مطلب را آورده است . ( 2 )

قرآن را با فهم معانى آن تدريجا مىآموختند

ابو عبد الرحمن سلمى گويد : اصحاب پيغمبر ( ص ) تا ده آيه را علما و عملا فرا نمىگرفتند ، به ده آيه ديگر نمىپرداختند . در سند اين حديث عطاء بن سائب هست كه اواخر عمر حواسش جمع نبود . از ابن عمر روايت است : در مدتى از عمر من چنين بود كه كسى پيش از قرآن آموختن ايمان مىآورد ، آنگاه سوره‌اى نازل مىشد و آن شخص حلال و حرام آن را مىآموخت ، نه اين چنين كه يكى از شما قرآن را از فاتحه الكتاب تا آخر مىآموزد ، بدون آنكه بداند امر و نهى آن كجاست و مثل درخت پربار خرما آن را مىتكاند . اين روايت را طبرانى در الاوسط آورده و رجالش صحيح است . در ذيل مجمع البحار آمده است كه هر كس قرآن بياموزد ، بداند كه لزوما بر فقيه برترى ندارد ؛ چنان كه صحابه فقيه بودند و از معانى قرآن بيش از ديگران فقه برداشت مىكردند . ( 3 ) در الجامع الكبير روايتى هست كه قرآن را بياموزيد و غرايب آن را جستجو كنيد و غرايب قرآن فرايض آن است ، و فرايض آن حدود آن ، و حدود آن حرام و حلال و محكم و متشابه و امثال آن است . پس حلالش را روا بداريد و حرامش را حرام بدانيد ، به محكمش عمل كنيد و به متشابهش باور داشته باشيد و از امثالش عبرت بگيريد . در الموطّأ آمده است كه ابن عمر روى سوره بقره هشت سال درنگ كرد تا آن را آموخت . الباجى در المنتقى گويد : اين نه از كندذهنى ابن عمر بوده ، بلكه فرايض و احكام و متعلقات آن سوره را فرا مىگرفته است . از ابن عمر روايت است كه : عمر سوره بقره را در دوازده سال ياد گرفت ، و يك قربانى كشت .