تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
اخبار الحكماء قفطى آمده است كه ابن السندى در كتابخانه قاهره يك كرهء مسى ديد كه بر آن نام امير خالد بن يزيد نگاشته شده بود . بدين گونه ، نظر ابن خلدون مبنى بر نزديك بودن خالد به بدويت و دور بودنش از علوم و صناعات ، به ويژه كيميا كه نيازمند شناخت طبايع است ، رد مىشود . ابن النديم كه به زمان خالد نزديك‌تر از ابن خلدون بوده ، گويد : كيميا در زمان خالد رايج بوده است . در تاريخ آداب اللغة العربيه « 1 » آمده است كه در دوران مروان ، پزشكى به نام ماسرجويه كه سريانى يهودى مذهب و مقيم بصره بود ، كتاب طبى كناش ( حاوى ) نوشته كشيش امرون بن اعين را از سريانى به عربى ترجمه كرد و زمانى كه عمر بن عبد العزيز به خلافت رسيد ، آن كتاب را در خزانه يافت ؛ بعضى او را تشويق كردند بيرونش آرد تا مورد استفاده مسلمانان قرار گيرد . عمر بن عبد العزيز چهل روز استخاره كرد تا آن كتاب را بيرون آورد و در دسترس قرار داد . در شفاء الغليل آمده است كه كناش بر وزن غراب ، لفظى سريانى است به معناى مجموعه « تذكره » ، و در كتابهاى حكما به اين كلمه زياد برمىخوريم . ( 1 )

نخستين كس از صحابه كه در علوم تصوف و عرفان سخن گفت « 2 »

ابن ليون تجيبى گويد : نخستين كسى كه در علوم تصوف سخن گفت على ( ع ) بود . « 3 » ابو القاسم على بن محمد بن خجو گويد : علم صحابه دربارهء خدا و آخرت بود ، و خود اهل خوف و حزن و مجاهده و مراقبه و قناعت و صبر و توكل و رضا و انقطاع و اخلاص ، و مشغول به عبادت و جهاد نفس و ايثار ، و در جستجوى مكارم اخلاق و يقين و ذكر بودند و اين همه ، يعنى علم تصوف . بيشتر خطبه‌هاى پيغمبر ( ص ) و وصاياى آن حضرت نيز شامل همين مطالب است و صحابه زن و مرد همين مطالب را ردّ و بدل مىنمودند و بدين گونه معلوم مىشود [ بعد از على ( ع ) ] آنكه راه سخن را بر اهل سلوك و تصوف گشود ، حسن بصرى است كه در دامان امّ سلمه بزرگ شده است . ( 2 ) از خود حسن بصرى نقل است : نخستين كسى كه در تصوف و فقر سخن گفت ، على ( ع ) بود . در ذهب الإبريز قاوقجى آمده است : نخستين كسى كه در علم بقا و فنا سخن گفت ، ابو ذر
هامش
( 1 ) . زيدان ، جرجى ، تاريخ آداب اللغة العربيه ، ج 1 ، ص 233 . ( 2 ) . الكتّانى نويسندهء اين كتاب ، مغربى است و علايق صوفيانه گسترده‌اى دارد ، م . ( 3 ) . روشن است كه مقصود زهد و عرفان الهى است كه ابن ليون ، بنا بر فرهنگ و زبان و ادب خود ، از آن به علوم تصوف تعبير كرده است ، م .