و گفت : خبرى دادهاى كه گويا آنجا را مىبينم . اوكتاواوزان ، نويسندهء مشهور فرانسوى ترجمهء نامه عمرو عاص را در روزنامهء فيگارو منتشر كرده و بسيار ستوده است . همچنين گيبون و باتلر هم اين متن را نقل كردهاند . « 1 »
( 1 )
ترجمه كتابهاى كهن دانشهاى تمدنى ، در اواخر ايام صحابه آغاز شد
جاحظ در البيان و التبيين « 2 » گويد : خالد بن يزيد بن معاويه ، خطيب و شاعرى بود با بلاغت تمام ، و او نخستين كسى است كه كتابهاى ستارهشناسى ، پزشكى و كيميا را ترجمه كرد ( يعنى برايش ترجمه كردند ) . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه « 3 » گويد : خالد بن يزيد بن معاويه ، نخستين كسى است كه به مترجمان و فيلسوفان عطا داد و اهل حكمت و صاحبان فن و مترجمان را به خود نزديك ساخت . خالد در سال 85 درگذشته كه هنوز معدودى از صحابه زنده بودهاند .
( 2 ) از صلاح الدين صفدى نقل است كه مأمون مبتكر ترجمه نيست ، بلكه خيلى پيش از او اين كار آغاز شده بود . يحيى بن خالد كليله و دمنه را از فارسى به عربى درآورد و از كتابهاى يونانى ، مجسطى را براى او ترجمه كردند . نيز مشهور اين است كه خالد بن يزيد بن معاويه به سبب علاقه شديد به كيميا ، نخستين كسى است كه كتابهاى يونانى را به عربى درآورد .
گفتهاند براى خالد ، كتابهايى در پزشكى و ستارهشناسى ترجمه كردند . البته بعضى هم گفتهاند نخستين كسى كه برايش از پزشكى و ستارهشناسى ترجمه شد ، منصور عباسى است و خالد فقط شيفته كيميا بوده است و رسالههايى در آن باب دارد و آن فن را از راهبى موسوم به مريانس رومى آموخت .
( 3 ) در كشف الظنون « 4 » آمده است : خالد بن يزيد بن معاويه معروف به حكيم آل مروان [ حكيم آل اميه ] خاطرخواه كيميا شد . پس گروهى از فيلسوفان را احضار نمود و امر كرد كيميا را از يونانى به عربى برگردانند و اين نخستين ترجمه در عالم اسلام است . در كتاب الاوائل سيوطى آمده است : اول كسى كه پزشكى و ستارهشناسى برايش به عربى ترجمه شد ، خالد بن يزيد و بعضى گفتهاند منصور بود . ابن النديم گويد : كيميا در زمان خالد بن يزيد در اسكندريه رايج بود . پس خالد گروهى ، از جمله اسطفار ، راهب رومى را احضار نمود . « 5 » در
هامش
( 1 ) . ر . ك : حسن ، حسن ابراهيم ، تاريخ عمرو بن العاص ، ص 130 .
( 2 ) . جاحظ ، البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 126 .
( 3 ) . ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 476 .
( 4 ) . ادفوى ، كشف الظنون ، ج 1 ، ص 477 .
( 5 ) . ابن النديم ، الفهرست ، ص 242 و 244 .