و خيرخواهانه تفسيرهاى آيات و احاديث را تدوين نمودند ؛ زيرا اين وسيلهاى بود براى شناخت وظايف و صورت بستن اهداف . قاصى ابو الفتح بن الحاج در الازهار الطيبه به اين مطلب اشاره كرده است . سيوطى در كتاب الاوائل گويد : نخستين كسى كه در بيان لغات و تعبيرات غريب قرآن كتاب نوشت ، ابو عبيده معمر بن مثنى است كه مطالب خود را از پرسشهاى ابن ازرق از ابن عباس برداشت كرد .
( 1 ) حافظ زيلعى در آخر كتاب نصب الرايه فى تخريج احاديث الهدايه « 1 » از واقدى ، مسندا از عكرمه روايت مىكند كه اين نوشته را از ميان نوشتههاى ابن عباس بعد از مرگش يافتم و رونوشت برداشتم كه از آن جمله است مكاتبات پيغمبر ( ص ) با منذر بن ساوى و جواب آن . از مطلب مذكور برمىآيد كه ابن عباس نوشتههايى داشته يا از تصنيف خودش يا گردآورىهاى ديگران ، كه در صورت اخير نيز يادداشتبردارى و كتابت حديث و تفسير پيش از ابن عباس را ثابت مىكند و نيز اين مطلب را مىرساند كه از نوشتههاى ابن عباس يادداشت برداشته ، نگهدارى مىكردهاند كه همين يعنى تدوين .
( 2 ) در طبقات ابن سعد « 2 » از قول ابن سيرين آمده است كه اگر من مىخواستم كتابى ( نوشتهاى ) انتخاب كنم ، رسائل پيغمبر ( ص ) را برمىگزيدم . در خطط مقريزى از زيد بن اسلم آمده است :
عمر صندوقى داشت كه همه معاهدات خليفه در آن مىبود ، و اين نشان مىدهد كه قراردادهاى رسمى و نظاير آن را نگه مىداشتهاند . نيز در طبقات ابن سعد « 3 » از موسى بن عقبه نقل است كه كريب بن ابى مسلم ، غلام عبد اللّه بن عباس كه به سال 98 در مدينه فوت كرد ، بار يك شتر يا هفت بار يك شتر از نوشتههاى ابن عباس نزد ما گذاشت و على بن عبد اللّه بن عباس ، هرگاه مىخواست چيزى بنويسد ، يادداشتى به دو مىنوشت كه صفحهء فلان را براى من بفرست . پس كريب از روى آن مىنوشت و اصل يا رونوشت را براى على بن عبد اللّه بن عباس مىفرستاد .
( 3 ) در طبقات ابن سعد « 4 » در احوال سعيد بن جبير آمده است كه او از روايات ابن عباس و ابن عمر يادداشت برمىداشته ، تا آنجا كه روى كفش و روى كف دست خود هم مىنوشته است .
بعدها غررة [ بن ثابت ؟ ] نزد سعيد بن جبير مىرفته و از قول او تفسير مىنوشته است .
مؤلف گويد : تفسير منسوب به ابن عباس متداول است ، اما او خود آن را تدوين نكرده ؛
هامش
( 1 ) . حافظ زيلعى ، نصب الرايه فى تخريج احاديث الهدايه ، ج 2 ، ص 281 .
( 2 ) . ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 7 ، ص 141 .
( 3 ) . همان ، ج 5 ، ص 216 .
( 4 ) . همان ، ج 6 ، ص 186 .