( 1 )
آيا در صدر اسلام چيزى تدوين شده ، و آيا به صحابه و تابعين تصنيفى منسوب است ؟
از هروى در ذمّ الكلام نقل شده كه صحابه و تابعان حديث نمىنوشتند ؛ بلكه از دهان مىگرفتند و به ياد مىسپردند ، مگر « كتاب الصدقات » و مقدار اندكى نوشته ، كه محقق با وارسى بسيار بر آنها دست يابد ( به نقل از صاحب الحطّه ، ص 27 ) . نووى در تهذيب الاسماء و اللغات گويد : صحابه و تابعان ، همتشان صرف جهاد و عبادت مىشد و فراغت تصنيف نداشتند . ابو على اليوسى در كتاب القانون گويد : اصل تأليف از فعل پيغمبر ( ص ) است كه امر كرد آيات را بنويسند ، و به فرمانروايان نامه نوشت ، امر فرمود و كتاب الصدقات را بنويسند ، و تأليف همين است و پيغمبر ( ص ) گرچه به دست خود نمىنوشت ، اما خدا او را بىنياز از نوشتن نكرد ، پس امر به كتابت مىنمود . البته چون مقصود تأسيس و تدوين يك علم و جاودانه ساختن آن است ، تفاوت نمىكند كه به دست خود بنويسد يا دستور دهد بنويسند ، مثل عالمى كه املاء مىكند و شخصا نمىنويسد ، اما تأليف از آن وى شمرده مىشود . مؤلف گويد : اين بيان خوبى است . عراقى در سمط الجوهر الفاخر آورده است كه پيغمبر ( ص ) نوشتهاى داشت در موضوع صدقات نزد ابو بكر ، و نوشتهاى در نصاب زكات و غيره نزد عمر . همچنين نوشته پيغمبر ( ص ) خطاب به اهل يمن در مسائل فقه ارزشمند است و فقها همگى در ديات بدان استناد مىنمايند .
( 2 ) مؤلف گويد : كتاب الصدقات پيغمبر ( ص ) نزد ابو بكر بود ، و احمد بن حنبل ، ابو داود و ترمذى آن را روايت كردهاند . حاكم از عبد اللّه بن عمر روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) كتاب الصدقات را نوشت و در كنار شمشيرش گذاشت و هنوز براى كارگزاران نفرستاده بود كه رحلت يافت . سپس ابو بكر و پس از او عمر بدان عمل كردند . از جمله احكام آن ، يك ميش بابت زكات پنج شتر است . نيز بخارى ، ابو داود ، نسائى و ابن ماجه از انس روايت كردهاند كه وقتى ابو بكر انس را به بحرين مىفرستاد كتاب الصدقات را براى او نوشت .
ابو داود گويد : بر كتاب الصدقات انس نقش خاتم پيغمبر ( ص ) بود . مالك در كتاب الموطأ در باب صدقه چهارپايان ، از كتاب الصدقه عمر نقل مىكند . قاضى عياض گويد : مالك و علما و خلفا بر كتاب الصدقه مذكور اعتماد كردهاند و هيچ يك از صحابه ، چيزى از آن را انكار ننمودهاند . در الاستبصار فى انساب الانصار ، در احوال عمرو بن حزم انصارى آمده است كه پيغمبر ( ص ) او را بر نجران گماشت تا مردم را دين و فقه بياموزد و كتابى نيز در سنن و فرايض براى او نوشت كه علما بدان استناد مىكنند و البته شهرتش قوىتر از سند آن است .