تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
تكرار كنى ، و هر يك از ما به ترتيب تكرار كنيم تا چيزى از فرموده حضرت فوت نشود ، و اصل فن خلاصه‌نويسى امروز همين است . ( 1 )

صحابه هرگاه چيزى را مىشنيدند كه نمىفهميدند ، باز مىپرسيدند تا بفهمند

بخارى آورده است كه عايشه هيچ چيز را نمىفهميد مگر پس از مراجعهء دوباره به آن و شناخت آن ، ابو نعيم گويد : از آداب طالبان علم اين است كه از همديگر بپرسند و به يكديگر بفهمانند . از انس بن مالك روايت شده كه گاه شصت مرد نزد پيغمبر ( ص ) نشسته بوديم ، و حضرت سخنانى مىفرمود و ما براى حاجتى بيرون مىرفتيم . پس شش تا شش تا دوباره مراجعه مىكرديم و مىپرسيديم تا بفهميم ، چنان كه گويى در دل ما كاشته شده است . بخارى گويد : بناى كار مسلمانان بر اين بود كه شاهد ، علم را به غايب برساند و اگر چنين نبود ، اكنون دين پس از چهارده قرن تر و تازه به ما نمىرسيد . ( 2 )

مراعات پيغمبر ( ص ) كه آنچه منتهيان را به كار آيد ، به مبتديان تعليم ندهد

بخارى گويد : حديثى به مردم بگوييد كه آن را به درستى بفهمند ، آيا دوست داريد خدا و رسول تكذيب شوند ؟ همو روايت مىكند كه معاذ از پيغمبر ( ص ) پرسيد : آيا به مردم فلان بشارت را بدهم كه شاد شوند ؟ فرمود : در آن صورت دست از عمل برمىدارند و معاذ براى رفع مسئوليت ، آن حديث را فقط هنگام مرگ بر زبان آورد . نيز بخارى در بيان اينكه پاره‌اى از آزمونها را بايد ترك كرد مبادا كوته‌فهمان در اشتباه بزرگ‌ترى بيفتند ، روايت كرده است كه پيغمبر ( ص ) به عايشه فرمود : اگر نه اين است كه قوم تو به تازگى مسلمان شده‌اند ، كعبه را ويران مىكردم و دو در براى آن مىنهادم كه از يكى وارد و از ديگرى خارج شوند . در شرح اين خبر گفته‌اند كه براى در امان ماندن از وقوع در مفسده ، گاه مصلحت ترك مىشود و پيشوا مىتواند كارى را كه فضيلت كمترى دارد ، اما به صلاح نزديك‌تر است ، صورت دهد ؛ البته نبايد حرام باشد . ( 3 )

حق فرزندان بر پدران در تعليم كتابت

در الدر المنثور ذيل «
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ
» « 1 » از قول پيغمبر ( ص ) مىآورد : حق فرزند
هامش
( 1 ) . انفال ، 60 .