( 1 )
قلم نى در زمان پيغمبر ( ص )
( 2 ) در سنن ابى داوود آمده است كه ابو سلمه گويد : زيد را در مسجد ديدم ، مسواك بالاى گوشش بود ، همان جا كه كاتب قلم را مىگذارد . مؤلف گويد : اگر در آن زمان كتابت شيوع نداشت و كاتبان قلمها را پشت گوش نمىگذاشتند ، ابو سلمه چنين تشبيهى نمىكرد . پيشتر در اوايل كتاب گفتيم كه پيغمبر ( ص ) به معاويه امر كرد قلم را بالاى گوشش بگذارد .
( 3 )
تهيهء كاغذ از پنبه در اواخر عهد صحابه در جزيرة العرب
در وفية الاسلاف « 1 » آمده است كه يوسف بن عمرو مكى ، در حدود سال 88 در حجاز از پنبه كاغذ ساخت ، و موسى بن نصير در مغرب از كتان و كنف كاغذ ساخت . گرچه اصل اختراع كاغذ از چين است ، اما مسلمانان در اصلاح و تكميل آن كوشيدند و در شهرها رواج دادند و كاغذ از طريق آنها به اروپا راه يافت . پيش از اسلام ، كتابت بر روى چرم سفيد بود و به واسطه گرانى و كميابى ، به دست همه كس نمىرسيد . پس ظهور صنعت كاغذسازى در عالم اسلام است كه كاغذ در پرداختگى و كمال به حدّى رسيد كه تصوير در آن مثل آينه ديده مىشد و رنگها و نقشهاى زيبا داشت .
( 4 ) در المطالع المضريه شيخ نصر هورينى آمده است كه صحابه و تابعان پيش از آنكه كاغذ از هند بيايد ، آيات قرآن را بر تخته نخل ، استخوان شانه گوسفند و بز ، و نيز بر پارچه و پوست ( مثلا پوست آهو ) مىنوشتند . در صحيح بخارى هست كه وقتى آيهء «
لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
» « 2 » نازل شد ، پيغمبر ( ص ) به براء بن معرور فرمود : به زيد بگو با لوح و دوات و كتف بيايد . نيز در روايت است كه عثمان ، شانه گوسفندى كه بر آن آيه قرآن نوشته شده بود ، نزد ابىّ بن كعب فرستاد كه بعضى حروفش را اصلاح كند . در بعضى روايات بخارى آمده است كه پيغمبر ( ص ) چهار روز پيش از رحلت فرمود : كتفى بياوريد كه براى شما مكتوبى بنويسم كه بعد از من گمراه نشويد [ كه نياوردند ! ] . . . .
نيز آوردهاند شافعى خيلى از اوقات به سبب كمبود كاغذ ، مسائل را روى استخوان مىنوشت تا آنكه صندوقى از آن پر شد . مؤلف گويد : من خود قرآنهاى نوشته شده بر پوست آهو ديدهام . قرآنهايى كه به دستور عثمان كتابت ، و به شهرها فرستاده شد ، روى كاغذ بود ، به جز قرآن خود عثمان ، كه بر پوست آهو نوشته شده بود ، چنان كه در مصر ديده
هامش
( 1 ) . شهاب مرجانى ، وفية الاسلاف ، ص 337 .
( 2 ) . نساء ، 95 .