حفظ سند متعذّر است . سيد جمال الدين گويد : منظور از سخن گفتن ، عجايب بنى اسرائيل است همچون حكايت عوج بن عنق و خودكشى اسرائيليان به دليل گوسالهپرستى كه اين يكى مطابق قرآن است [ بقره ، 54 ] ، اما حكايت عوج ساختگى است و سيوطى رسالهاى خاص درباره آن داستان دارد .
( 1 ) شيخ ابو عبد الحق گويد : معناى حديث مذكور اين است كه بايد روايات پيغمبر ( ص ) را نقل كرد ، و نقل احاديث بنى اسرائيل نيز اشكالى ندارد ، چنان كه در نقل نكردن آن هم حرجى نيست ؛ حال آنكه نقل نكردن حديث پيغمبر ( ص ) مستلزم حرج است . خطيب بغدادى گويد :
دور افكندن اسرائيليان واجب است ، مگر آن مقدار كه از پيغمبر ( ص ) و اصحاب و سلف روايت شده كه نقل اينها اشكالى ندارد .
شافعى گويد : معناى حديث اين است كه هر چه از اسرائيليات شنيديد ، مىتوانيد نقل كنيد ؛ گرچه وقوع آن در امت ما محال باشد . سخاوى گويد : « لا حرج » در موضع حال مىباشد ؛ يعنى روايت آنچه بىاشكال است اشكالى ندارد ، و اين همان حرف خطيب است .
( 2 ) مؤلف گويد : من در كتاب الاصل الاصيل فى تخريج النقل من التوراة و الانجيل اين مسأله را توضيح دادهام . حصكفى دمشقى در الدّر المختار فى شرح تنوير الابصار دربارهء حديث مورد بحث گويد : مفاد اين حديث ، جواز شنيدن عجايب و غرايب است تا وقتى يقين به كذب آنها پيدا نشده باشد ؛ البته اگر قصد تفنّن باشد ، نه استدلال .
( 3 ) ابن عابدين در الدّر المختار گويد : اگر مراد مثال زدن و شجاعتآموزى باشد ، كذبش هم اشكال ندارد ؛ چنان كه داستانهايى از زبان حيوانات ، و قصههاى غير حيوانات مانند ابو زيد سروجى و حارث بن همام در مقامات حريرى مىگويند . نيز قصهء عنتره و ملك الظاهر راست نيست ؛ بلكه به عنوان ضرب المثل مىآيد . داستان هزار و يك شب و هزار و يك روز نيز از اين قبيل است كه مقصود از آن ، نشاطانگيزى در نفس براى علم است كه به هر حال ، اطلاعى از حالت پديدآورندگان يا قهرمانان قصه به دست مىدهد .
در فتواهاى ابن حجر هيثمى آمده است هر كس از راه استهزا بگويد مقامات حريرى كذب است ، با توجه به علومى كه در آن هست و راههاى عجيبى كه براى نشان دادن بيان و بديع آورده ، كفران كرده است ؛ چنان كه علما گويند : هر كس بگويد يك كاسه تريد بهتر از علم است ، كافر مىشود .
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 313
مساهمون: عبد الحي الكتاني
ص٣١٣