الزوائد نيز آوردهاند . سپس از قره روايت مىكند كه اصحاب رسول اللّه ( ص ) حلقه حلقه گرد آن حضرت مىنشستند . در سند اين حديث ، سعيد بن سلام هست كه احمد او را تكذيب مىكند .
يزيد رقاشى از انس روايت مىكند كه حلقه نشستن برگرد خطيب را انكار مىكرد و مىگفت : اصحاب رسول اللّه ( ص ) بعد از نماز حلقه حلقه مىنشستند و قرآن مىخواندند و فرضيهها و سنتها مىآموختند . يزيد بن رقاشى نيز ضعيف است . بخارى در الصحيح « باب الحلق و الجلوس فى المسجد » منعقد كرده كه جواز آن را مىرساند ، گرچه مستلزم پشت به قبله نشستن بعضى است . اما حلقه نشستن در مسجد براى امور دنيا جايز نيست ؛ چنان كه در روايت ابن مسعود آمده : در آخر الزمان كسانى در مسجد حلقه حلقه مىنشينند و آرزويشان دنياست ؛ با اينان منشينيد . حافظ عراقى اين را در شرح ترمذى آورده و گويد اسنادش ضعيف است . نيز آنچه را مسلم از جابر روايت كرده كه پيغمبر ( ص ) وارد مسجد شد ، ديد حلقه حلقه نشستهاند فرمود : چرا شما را پراكنده مىبينم ؟ ، بر اين بايد حمل كرد كه به قول ابن حجر ، حضرت حلقه حلقه نشستن بىفايده آنان را انكار فرمود ؛ بر خلاف آن وقت كه گرداگرد حضرت براى شنيدن علم مىنشستند و اين اصل مجالس درس بوده و حلقه علم علما تاكنون بر اين قرار است .
ابو معاويه كندى گويد : در شام نزد عمر رفتم ، پرسيد : مردم در حالاند ؟ آيا شخصى مثل شتر رموك وارد مجلس مىشود و اگر هم قبيلههاى خود يا آشنايى را ببيند نزد او مىنشيند ؟ گفتم : نه ، در گروههاى پراكنده مىنشينند و مىآموزند و تكرار مىكنند . عمر گفت :
تا چنين هستيد ، بر خير هستيد .
( 1 )
پيغمبر ( ص ) بر حلقهء علم و حلقهء ذكر گذشت و نزد اهل علم نشست
( 2 ) از عبد اللّه بن عمرو ( عاص ) روايت است كه پيغمبر ( ص ) در مسجد خود بر دو مجلس گذشت ، فرمود : هر دو خوب است و يكى بهتر است ؛ چرا كه آنان دعا مىكنند و خدا را مىخوانند ، اگر بخواهد بر ايشان عطا مىكند و اگر بخواهد منع مىكند ؛ اما اينان علم دين مىآموزند و به جاهل مىآموزانند و من معلّم مبعوث شدهام . پس حضرت در حلقهء اهل علم نشست . دارمى و ابن ماجه نيز اين حديث را آوردهاند . سخاوى گويد : اين حديث غريبى است و به واسطه سوء حفظ يكى از راويان ، از لحاظ سند ضعيف شمرده مىشود ، اما متن حديث شواهد ديگرى هم دارد .