تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
( 1 )

بعد از نماز پيغمبر ( ص ) چه كسى به جاى حضرت وعظ مىكرد و فقه مىگفت ؟

آورده‌اند عبد اللّه بن رواحه به اصحاب پيغمبر ( ص ) مىگفت : بياييد ساعتى مؤمن باشيم ( يا آمين بگوييم ) . پس نزد او مىنشستند و او از خدا و آخرت برايشان سخن مىگفت . نيز آورده‌اند كه پس از برخاستن پيغمبر ( ص ) مىنشست و موعظه و مسأله مىگفت . گاهى حضرت از اتاقش ( كه مشرف بر مسجد بود ) بيرون مىآمد و نزد آنان مىنشست و مىفرمود : ادامه دهيد . نيز مىفرمود : اين سخن را هم به امر خدا مىگويم . از معاذ بن جبل روايت است كه پيغمبر ( ص ) پيش از آنكه به ما قرآن بياموزد ، ايمان مىآموخت . ( 2 )

صحابه درس قرآن مىخواندند و پيغمبر ( ص ) تفسير مىفرمود

در صحيح مسلم و غيره ، از ابو هريره روايت است كه هر قومى در خانه‌اى از خانه‌هاى خدا جمع شوند و كتاب خدا بياموزند و بين خودشان مذاكره و تكرار كنند ، خداوند بر ايشان سكينه مىفرستد و رحمتش ايشان را فرا مىگيرد و ملائكه ايشان را احاطه مىنمايند و خداوند از ايشان در عالم بالا ياد مىكند . اصل تدريس و تبادل علوم قرآنى قديم است . سيوطى در الاتقان آورده كه پيغمبر ( ص ) براى اصحاب ، همه يا بيشتر قرآن را تفسير فرمود . در تأييد اين مطلب ، آن حديث را يادآورى مىكنيم كه عمر گويد : آخرين چيزى كه نازل شد ، آيه ربا بود و پيغمبر ( ص ) وفات يافت پيش از آنكه تفسيرش نمايد . فحواى كلام اين است كه پيغمبر ( ص ) هرچه را نازل مىشد ، تفسير مىفرمود و هنوز اين آيه را تفسير نفرموده بود كه رحلت كرد ؛ و گرنه اين آيه ويژگىاى ندارد كه تفسير نشود . اما آنچه از عايشه روايت شده كه « پيغمبر ( ص ) تفسير هر چه را جبرئيل به دو آموخته بود ، بيان مىنمود » چنان كه ابن كثير گفته ، حديثى منكر است و ابن جرير در تأويل آن گويد : مراد آياتى است كه براى حضرت دشوار بود و از خدا دربارهء آن سؤال مىكرد و خدا تفسير آيات را بر زبان جبرئيل فرو مىفرستاد . ( 3 )

صحابه به حفظ و مذاكره آن مقدار از علم كه بدانان رسيده بود مىپرداختند

ابو نعيم از على ( ع ) روايت مىكند كه با هم ملاقات كنيد و دربارهء حديث مذاكره نماييد كه اگر اين كار را نكنيد ، مندرس مىشود . از ابن مسعود روايت است : مراد اين است كه يكى ديگرى را بفهماند . عون بن عبد اللّه گويد : نزد ام درداء رفتيم و در حضور او با هم مذاكره