تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
مىكند و مىگويد : مىترسم پيش از آنكه كتاب آن چنان كه مىخواهم اتمام يابد ، مرگ بر من بتازد ؛ پس نام اين كتابها را نوشتم كه خداوند هر كس را موكّل بر اتمام كار من نمود ، بداند مطالعه كتابهاى نامبرده تكميل شده و نيازى به مراجعهء اينها نيست . ( 1 ) هيچ كس به نگاشتن ذيلى بر جمع الجوامع در شرق و غرب اسلام نپرداخت ، جز ابو العلاء عراقى حسينى فاسى درگذشته به سال 1183 كه رجال الجامع الكبير را معرفى نمود و پاك‌نويسش نزد من موجود است . نيز او الدرر اللوامع فى الكلام على احاديث جمع الجوامع را نوشت كه ناتمام است و نزد من نسخه قسمتى از آن به خط مؤلف هست . همچنين ابو محمد الوليد بن عربى العراقى ذيلى بر كتاب سيوطى داشته كه در حواشى الحاق كرده و تدوين ننموده است . از قول ابن عبد السلام ناصرى ، تعداد مستدركات او را بر سيوطى حدود ده هزار حديث نوشته‌اند كه اگر استخراج شود ، خود مجلّدى است . مؤلف گويد : بعدا همين مطلب را در كناشه ابن عبد السلام ناصرى يافتم كه روايت مستدركات را به وى اجازه داده است . ( 2 ) ابن الهندى احاديث جمع الجوامع و الجامع الصغير را در چند كتاب ( از جمله كنز العمال ) طبق ابواب فقه مرتب كرده كه 45959 حديث مىشود . به احتمال قوى ، وى حذف مكررات را در نظر داشته است . كنز العمال ، مختصرى هم دارد كه در حاشيهء مسند احمد در مصر چاپ شده و بر اساس نقل شمس شوبرى مصرى ، شامل حدود 3200 حديث غير مكرر است . ( 3 ) تنبيه اول : در بندهاى اخير ، از كتاب سيوطى با دو عنوان الجامع الكبير و جمع الجوامع نام برديم كه هر دو يكى است . چنان كه در آغاز الدرر اللوامع ابو العلاء عراقى نيز بدان اشاره شده است . البته تسمية الجامع الكبير فى سنن البشير النذير از ابن حجر است و سيوطى كتابش را جمع الجوامع ناميد . اما عنوان الجامع الكبير فى الحديث چنان كه در كشف الظنون ملاحظه مىشود ، تأليف بخارى است . ( 4 ) تنبيه دوم : پيشتر گفتيم سيوطى سيصد هزار حديث از حفظ داشته ، اما ابو عبد اللّه محمد بن عبد القادر فاسى از الطبقات الوسطى شعرانى نقل مىكند كه سيوطى خود گفت : من دويست هزار حديث در حفظ دارم و اگر بيش از اين مىيافتم ، حفظ مىكردم . شعرانى ، سيوطى را داناترين مردم زمانش به حديث مىداند . ( 5 ) تنبيه سوم : هيچ كس را در عالم اسلام نمىشناسم كه در حديث به تعدادى كه سيوطى رسيده است ، رسيده باشد ، مگر آنچه در كشف الظنون « 1 » چاپ آستانه راجع به حسن بن
هامش
( 1 ) . ادفوى ، كشف الظنون ، ج 1 ، ص 1185 .