مجلدات خيلى بيشتر است ] و فرهنگ شگفتانگيزى از مسائل فلسفه و دينى است .
( 1 ) شهاب الدين احمد بن عبد الوهاب نويرى شافعى ، درگذشته به سال 732 نهاية الارب فى فنون الادب را در سى و چند مجلد و در پنج فن نوشت كه هر يك شامل چند باب است و در آن ، حوادث تاريخى را تا سال 731 نوشته است . دورهء كامل اين كتاب در كتابخانه آستانه و كتابخانه خديويه مصر هست .
( 2 ) ابن فضل الله عمرى دمشقى درگذشته به سال 748 ، مسالك الابصار فى ممالك الامصار را در بيست و اند جلد نوشت كه در دو بخش است : بخش اول دربارهء خشكىها و درياها ، و بخش دوم درباره ساكنان زمين و امتهاى مختلف . در كشف الظنون گويد : بيست مجلد بزرگ مىباشد و شمس الدين محمد بن يوسف كرمانى ( مذكور در طبقات النحات سيوطى ) ذيلى بر آن نگاشته است .
( 3 ) شمس الدين محمد بن ابراهيم بن ساعد انصارى ، درگذشته به سال 749 ، كتاب ارشاد القاصد الى اسنى المقاصد را نوشت شامل شصت علم ، از آن جمله هفت علم اصلى نظرى و سه علم اصلى عملى ، و از چهارصد كتاب علمى ياد كرده است . در كشف الظنون گويد مأخذ طاشكبرىزاده در مفاتيح السعادة همين كتاب بوده است [ هم چنان كه مأخذ كشف الظنون نيز مفاتيح السعادة مىباشد ] . اين كتاب به سال 1318 در مجلدى بزرگ در مصر چاپ شده و يك نسخهء خطى قرن يازدهم از آن ، كه به سماع ابو مهدى عيسى ثعالبى مكى در مكه رسيده ، نزد من هست . عبد الرحمن بن محمد بسطامى كتابى شامل عجايب و غرايب نوشته و حدود صد علم از ادبيات و شرعيات را نام برده است .
( 4 ) لطف الله بن حسن توقانى مقتول به سال 900 ، كتابى به نام المطالب الإلهية براى سلطان بايزيد نوشته و به گوشههايى از علوم اشاره و شرح كرده است .
( 5 ) حافظ سيوطى كتاب النقايه را در چهارده علم نگاشته كه خودش و ديگران آن را شرح كردهاند و بعضى نيز آن را به نظم در آوردهاند . از جمله شهاب الدين احمد بن عبد الحق سنباطى مصرى در قرن دهم ، كه آن كتاب را در دو مجلّد به نظم شرح كرده است .
( 6 ) علامه ارتقى در قرن دهم مدينة العلوم را نوشت كه علوم را تعريف و احوال مشهورترين نويسندگان را بيان مىكند . شروع آن ، از خط و كتابت و تاريخ پيدايش آن است ، آنگاه شعر و ادب و علوم طبيعى و مكانيك و سياست و دين . نسخهاى از اين كتاب در كتابخانه خديويه موجود است ، و در مغرب نيز نسخهاى هست در يك مجلّد متوسط ، اما آن را به عصام الدين
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 301
مساهمون: عبد الحي الكتاني
ص٣٠١