كُتِبَ عَلَيْكُمُ » *
و گاه فعلى را ذكر مىكند كه بر آن فورا يا در آينده اثر نيكى مترتب مىشود ، يا فعلى را تعظيم مىنمايد ، يا موجب دعاى پيغمبر ( ص ) مىشمارد كه اينها مشروع ، واجب يا مستحب است و يا چيزهايى را با نتايج زيانبار ، يا سبب ناخشنودى خدا و پيغمبر ( ص ) يا موجب لعن و تقبيح مىشمارد كه اينها نامشروع است . حتى از سكوت قرآن مطالبى استنباط مىشود ، مثلا قرآن از انسان در هجده جا نام برده و از مخلوق بودن آن ياد كرده ، اما در 54 جا از قرآن نام برده و نگفته كه قرآن مخلوق است ، و آنجا كه انسان و قرآن با هم آمده ، اين تغاير آشكار است : «
الرَّحْمنُ ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ ، خَلَقَ الْإِنْسانَ
» « 1 » و از همين جا ، جماعتى بر غير مخلوق بودن قرآن استدلال كردهاند ! و در الاتقان سيوطى و الاكليل ما ، در اين موضوع به طور گسترده بحث شده است .
( 1 ) در احوال عبد السلام بن محمد بن يوسف بن بندار قزوينى مفسر ، در گذشته به سال 488 آوردهاند چهار تحفه بىنظير به نظام الملك اهدا كرد . از آن جمله قرآنى به خط بسيار نيكو و روشن كه اختلاف قرائات بين سطرها با قلم قرمز ، و تفسير لغات غريب به رنگ سبز و اعراب كلمات با قلم كبود نوشته شده بود ، و بندهايى از آيات كه براى استفاده در پيمانها و مكاتبات مناسب است و آنچه درخور تبريك يا تسليت است و همچنين آيات وعيد و وعد با علامت طلايى رنگ مشخص شده بود .
گفتيم قرآن بزرگترين دائرة المعارف بشرى است ؛ چنان كه دكتر موريس فرانسوى گويد :
قرآن ، مركز اجتماع علما ، فرهنگ لغتنويسان ، گرامر زبانآموزان ، ميزان شعر و پيرايش عواطف ، و دائرة المعارف عمومى قوانين و شرايع است . دكتر بوسورت اسميت ، نويسنده زندگىنامه پيغمبر ( ص ) گويد : حسن اتفاق و خوشبختى منحصر به فردى است كه محمد ( ص ) در عين حال سه كار سترگ و شكوهمند انجام داد : امت و حكومتى بسيار بزرگ پديد آورد ؛ يك دين را پايهگذارى كرد ؛ و با آنكه امّى بود ، كتابى آورد كه نمونهء بلاغت و قانون شريعت است .
( 2 ) امام فخر رازى در آغاز تفسيرش گويد : بدان كه يك بار بر زبان من گذشت كه از سورهء فاتحه مىتوان ده هزار مسأله و فايده دريافت . حاسدان اين را مستبعد انگاشتند ، پس اين كتاب را نگاشتم و مقدمهاى بر آن نوشتم كه دليل آن مدعا باشد و بدانند آن امر شدنى است .
از قاضى ابو بكر بن العربى مالكى نقل است كه هفتاد و اند هزار علم از قرآن استنباط
هامش
( 1 ) . رحمان ، 1 - 3 .