تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
قدم ، قدرت ، علم و تنزيه خدا را استنباط نمودند . ( 1 ) علماى اصول فقه هم معانى خطابات قرآنى را از عموم و خصوص و تخصيص ، حقيقت و مجاز و اخبار ، نصّ و ظاهر و مجمل ، متشابه و محكم ، امر و نهى و نسخ و قياس و استصحاب و استقراء دريافتند . فقيهان ، در احكام حلال و حرام دقت ورزيده ، سخن گستردند . تاريخ‌نگاران ، به قصه‌هاى پيشينيان و آثار و وقايع گذشتگان پرداختند . خطيبان و واعظان ، از تحذير و تبشير و مواعظ و نصايح قرآن تنبه يافتند . معبّران ، از خوابهايى كه در قرآن ( سوره يوسف ) ذكر شده اصول تعبير را استنباط كردند و هرچه از قرآن ممكن نبود ، از سنت پيغمبر ( ص ) و سپس امثال و حكم و سرانجام از عرف عامه و عبارات عادى كمك گرفتند . كسانى در آيات ميراث و وصيت بررسى نموده ، علم فرايض ( ارث ) را بيرون آوردند و جمعى ، در گردش شب و روز و آفتاب و ماه و ستارگان و بروج نگريستند و علم مواقيت را استخراج كردند . كاتبان و شاعران ، در الفاظ شيوا و نظم زيبا و حسن سياق و ايجاز و اطناب قرآن نگريستند و معانى و بديع و بيان را برداشت نمودند . براى اهل عرفان ، معانى و حقايق قرآنى ظهور يافت و اصطلاحات فنا و بقا و حضور و خوف و هيبت و انس و وحشت و قبض و بسط را براى آن وضع كردند . اينها فنونى بود كه ملت اسلامى از قرآن فراگرفت . اما قرآن شامل مطالبى از علوم اوايل نيز هست ؛ همچون طب ، جدل ، هيئت ، هندسه ، جبر ، مقابله و نجوم . ( 2 ) مثلا طب را كه اساسش اعتدال مزاج مىباشد ، در يك آيه جمع كرده است : «
وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً
» « 1 » و «
فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ
» . « 2 » البته قرآن ، طب قلوب و شفاى صدور را هم بر طب اجسام افزوده است ( يونس ، 57 ؛ اسراء ، 82 ؛ فصلت ، 44 ) . هيئت ، كه دريافت ( درجه‌اى از ) ملكوت سماوات است ، در قرآن مورد اشاره قرار گرفته ( انعام ، 75 ) و در آيه «
انْطَلِقُوا إِلى ظِلٍّ ذِي ثَلاثِ شُعَبٍ
» « 3 » به هندسه اشاره شده است . فنّ جدل ، از جمله در مناظره و محاجّهء ابراهيم و نمرود ريشه دارد ( بقره ، 258 ) . اما جبر و مقابله ، گفته مىشود از حساب اعداد و حروف مقطعه برمىآيد [ ! ؟ ] و عمر اين جهان از ضرب بعضى در بعضى پيدا مىشود . اما بر اساس آنچه ابن عباس گفته ، نجوم همان «
أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ
» « 4 » است . ( 3 ) همچنين در قرآن از صنايع ياد شده : دوخت و دوز : «
وَ طَفِقا يَخْصِفانِ *
» « 5 » ؛ آهنگرى : «
آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ
» « 6 » ؛ و «
أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ
» « 7 » بنّايى در چند آيه ( صاد ، 37 ؛ كهف ، 21 ؛ قصص ،
هامش
( 1 ) . فرقان ، 67 . ( 2 ) . نحل ، 69 . ( 3 ) . مرسلات ، 30 . ( 4 ) . احقاف ، 4 . ( 5 ) . طاها ، 121 ؛ اعراف ، 22 . ( 6 ) . كهف ، 96 . ( 7 ) . سبأ ، 10 .