( 1 )
شكار با تير بىپر
اگر تير بىپر را به سوى شكار پرتاب كنند و با تيزى پيكان اصابت كند ، شكار حلال است و اگر با عرض چوب بخورد و شكار به ضرب چوب كشته شده باشد ، ميت است .
( 2 )
صيد با آلات
ابن عطيه در تفسير آيه «
لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّهُ بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ تَنالُهُ أَيْدِيكُمْ وَ رِماحُكُمْ
» « 1 » گويد : اينكه خداى سبحان « ايدى » را به خصوص ذكر كرده ، از اين جهت است كه بيشتر كارهاى صيد با دست انجام مىگيرد ؛ چنان كه تور و دام هم كار دست است . كشاجم در كتاب المصائد و الطرائد ، آلات مختلف و شيوههايى را كه در صيد به كار مىرود بيان كرده است .
( 3 )
صيادى از دريا
خداى متعال در مورد صيد از دريا فرموده : «
أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَكُمْ وَ لِلسَّيَّارَةِ
» « 2 » و در جاى ديگر از گوشت تازه دريايى ، و نيز زيورهايى كه استخراج و استفاده مىكنند ياد كرده است ( فاطر ، 12 ) . در صحيح مسلم از جابر نقل كرده كه پيغمبر ( ص ) ما را تحت فرمان ابو عبيده به سوى كاروان قريش اعزام فرمود ، پس به كنار دريا رسيديم و چيزى همچون تپه سبز به نظر آمد . نزديك شديم ؛ ميتهء جانورى بود موسوم به عنبر . يك ماه از آن مىخورديم و ما سيصد نفر بوديم تا آنجا كه از كاسهء چشمش چند كوزه روغن ماهى گرفتيم .
سيزده نفر در كاسهء چشم او جاى مىگرفتند و بزرگترين شترها از زير يك دندهاش مىگذشت و از گوشتش توشه نيز برداشتيم . وقتى به مدينه آمديم ، حضرت فرمود : آن روزى شما بوده آيا از گوشتش چيزى باقى است ؟ از آن گوشت نزد حضرت فرستاديم ، ميل كرد .
در طبقات ابن سعد آمده است كه پيغمبر ( ص ) به يهود بنى جنبه ساكن مغنا ( نزديك ايله ) نوشت بايد يك چهارم محصول نخلتان و يك چهارم صيد قايقهايتان را جزيه بدهيد .
( 4 )
پيغمبر ( ص ) شخصا صيد نكرد و صيدى نخريد
شعرانى در كتاب منح المنة فى التلبس بالسنه « 3 » آورده است پيغمبر ( ص ) از گوشت پرنده و جوجهاى كه صيد مىشد مىخورد ؛ ولى نمىخريد و صيد نمىكرد ، اما دوست داشت
هامش
( 1 ) . مائده ، 94 .
( 2 ) . مائده ، 96 .
( 3 ) . شعرانى ، منح المنة فى التلبس بالسنه ، ص 33 .