نبود ، بلكه غنىترين مردم بود و خدا امر دنياى او و خانوادهاش را كفايت كرده بود و آنجا كه مىفرمايد : « اللهم احينى مسكينا » ، منظور استكانت قلب است ، نه مسكين و تهىدست بودن . سبكى ، كسى كه خلاف اين عقيده را داشت ، سخت انكار مىنمود . اما آن عبارت مشهور « الفقر فخرى » اگر اصلى داشته باشد ، مربوط به اوايل پيدايش اسلام است كه بىشك فقر در راه هدف و در راه دولت و دين ، امتيازى و الا و موجب شرف و افتخار است .
اما بعد از فتوحات ، به ويژه در زمان عمر ، درآمد دستگاه خلافت بالا رفت تا آنجا كه وقتى گفتند ابو هريره از بحرين پانصد هزار درهم آورده ، عمر دهشت زده شد . در زمان عمر ، اجناسى كه به بيت المال رسيد ، در سال ، چهل هزار بار شتر بود كه اين تعداد شتر با جهاز و متعلقات و خدمهء آن چيز كمى نيست . « 1 » در همين كتاب « 2 » آمده است كه هر روز براى سفرهء عمر بيست قربانى مىكشتند .
اما بقيهء حرفهها در زمان پيغمبر ( ص ) :
( 1 )
صبّاغ
( 2 ) ابو هريره از پيغمبر ( ص ) روايت مىكند كه : دروغگوترين مردم ، رنگرزها و زرگرها هستند .
در النهايه توضيح داده كه اين دو صنف ، وعدهء دروغ مىدهند . بعضى گويند : مراد كسانى است كه سخنان رنگآميز يا آراسته و ساختگى مىگويند .
( 3 )
جلّاب ( دلال سيّار )
در سنن ابن ماجه از طريق عمر از پيغمبر ( ص ) روايت مىكند كه فرمود : « الجالب مرزوق و المحتكر ملعون » . جالب كسى بود كه كاروانها را به شهر راهنمايى مىكرد . در زمان پيغمبر ( ص ) كسى به استقبال كاروان غله و حبوبات نمىرفت ، بلكه از جلابان مىخريدند .
( 4 )
صحابيانى كه در درياى شام تجارت مىكردند
آيه قرآن كه مىفرمايد : «
وَ تَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَواخِرَ
» « 3 » اشاره به كشتىهاى بزرگ تجارى است كه آبها را مىشكافند . ابن الجوزى در تلبيس ابليس آورده است كه از اصحاب پيغمبر ( ص ) ، طلحة
هامش
( 1 ) . ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 218 .
( 2 ) . همان ، ص 227 .
( 3 ) . فاطر ، 12 .