بن عبيد الله و سعد بن زيد در درياى شام تجارت مىكردند . نظير اين مطلب را ابن القيم در بدائع الفوائد « 1 » ذكر كرده است .
( 1 )
دباغ
حرث بن صبيره دباغ بود . او و پسرش روز فتح مكه مسلمان شدند .
( 2 )
زنبيلباف
حرفهء سلمان فارسى حتى زمانى كه امارت مدائن را داشت ، زنبيلبافى از برگ خرما بود و از دسترنج خويش امرار معاش مىنمود و مستمرى خود را از بيت المال صدقه مىداد .
( 3 )
شناگر
احمد مولاى ام سلمه گويد : در غزوهاى بوديم و من مردم را از درّه يا رود عبور مىدادم و پيغمبر ( ص ) به من فرمود : تو امروز « سفينه » ( كشتى ) شدهاى . نيز در احوال سعد بن عباده آوردهاند كه در جاهليت ، شناگرى ، تيراندازى و نوشتن مىدانست و از اين جهت او را « كامل » مىناميدند . نيز آوردهاند سيل آمد و اطراف كعبه را گرفت و عبد الله بن زبير به حال شنا طواف نمود .
روايتى از طريق ابن عباس آوردهاند كه پيغمبر ( ص ) در مدينه فرمود : « احسنت العوم فى بئر بنى عدى بن النجار » . سيوطى از همين حديث برداشت كرده كه حضرت شناگرى مىتوانست ، به رغم آنكه بعضى منكر اين معنا هستند . اما حقيقت اين است كه پيغمبر ( ص ) سفر دريا نكرده و در مكه و مدينه هم دريا نيست . نيز از پيغمبر ( ص ) روايت است كه فرزندانتان را شناگرى و تيراندازى بياموزيد . « 2 »
( 4 ) در الجامع الصغير اين فقره را هم اضافه دارد كه « بهترين سرگرمى زنان دوك است » و « هرگاه پدر و مادر تو را صدا كردند ، مادر را اجابت كن » . از ابن هاشم عوفى نقل است كه گفت :
چيزى مىآموزم كه فراموش نمىشود ، و هيچ حيوانى از آن بىنياز نيست . گفتند آن چيست ؟
گفت : شناگرى ؛ مىشود آدم براى كتابت نايب بگيرد ، اما كسى به جاى كسى شنا نتواند كرد .
نيز از پيغمبر ( ص ) روايت است كه به جز ياد خدا همه چيز لغو است ، مگر چهار چيز : تمرين
هامش
( 1 ) . ابن القيم ، بدائع الفوائد ، ج 4 ، ص 74 .
( 2 ) . ابن حجر عسقلانى ، الاصابه ، ج 1 ، ص 180 .