تيراندازى ، تعليم اسب ، عشقبازى با همسر و آموختن شنا . همچنين نوشتهاند كه اگر كسى هم تيرانداز بود و هم شناگر ، پيغمبر ( ص ) او را مىپسنديد . در مشروعيت بازى و ورزش و مسابقه ، آيه هفدهم سورهء يوسف را در نظر مىآورند كه برادران يوسف مىگويند : «
إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ
» .
( 1 )
آب فروش
در الاصابه آمده است كه رومة غفارى صاحب چاه رومه بود و مهاجران وقتى به مدينه آمدند ، آبى سراغ نداشتند و آن مرد غفارى هر مشك آب را با يك مد طعام معاوضه مىكرد .
( 2 )
انواع شكار و شكار با سگ تازى و باز
از پيغمبر ( ص ) روايت است كه فرمود : هرگاه سگ تعليم ديده را به سوى شكار فرستادى و نام خدا را ياد كردى و سگ شكار را گرفت ، از آن شكار بخور ، و اگر خود سگ از آن خورد تو مخور ، كه شايد براى خود شكار كرده باشد ؛ و اگر سگ تعليم نديده در شكار شركت داشت ، از آن شكار مخور . نيز از پيغمبر ( ص ) روايت است كه هرگاه باز حيوانى را گرفت ، شكار و خوردن از آن جايز است .
در صحيح مسلم از ابو قتاده روايت است كه در راه مكه با پيغمبر ( ص ) همراه بود و محرم نبود و ديگران محرم بودند . پس از اصحاب عقب افتاد و يك گورخر ديد . بر اسب راست ايستاد و از ياران تازيانه و سپس نيزهاش را خواست ، ندادند . بالأخره بر گورخر حمله كرد و آن را كشت . خود او و بعضى يارانش از آن خوردند و بعضى نخوردند تا نزد پيغمبر ( ص ) آمدند و مسأله را از حضرت پرسيدند . فرمود : آن خوراكى بود كه خدا براى شما رسانده بوده است .
( 3 )
صيد با تير
در صحيح مسلم از طريق عدى بن حاتم از پيغمبر ( ص ) روايت است كه هرگاه تير انداختى ، نام خدا را ياد كن ، و زمانى كه به صيد رسيدى ، هرگاه با تير كشته شده بود بخور و اگر در آب افتاده بود ، معلوم نمىشود كه در آب غرق شده يا تير آن را كشته است .