تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
مىكرد . حضرت هر چه از هوازن گرفته بود پس داد و عطاياى ديگرى نيز به ارزش پنج هزار هزار ( ظ : درهم ) به ايشان بخشيد كه چنين بخششى در عالم شنيده نشده است . در الشفا و شرح آن آمده است كه شش هزار زن و كودك از قبيلهء هوازن را آزاد كرد . 24 هزار شتر و بيش از چهل هزار ميش و چهار هزار اوقيه [ هر اوقيه برابر چهل درهم ] نقره كه غنيمت گرفته بود بخشيد و ابن فارس اين همه را به پنج هزار هزار ( درهم ) برآورد كرده است . ( 1 ) بخارى از انس روايت مىكند كه از بحرين مالى آورده بودند ، حضرت فرمود به مسجد ببرند و بريزند و چون به مسجد آمد ، به آنها نگاه هم نكرد . وقتى نماز تمام شد ، به بخشش نشست و هر كس را ديد چيزى به دو بخشيد . عباس آمد و گفت : من فديهء خودم و عقيل را [ در جنگ بدر ] دادم ، حضرت فرمود : بردار . عباس مرد بلند قامت نيرومندى بود ، جامه بگسترد و پر كرد ، نتوانست بردارد . عرض كرد : يا رسول الله ، بفرما اين بار را بر پشت من بنهند . حضرت فرمود : نه . عباس گفت : خودت كمكم كن . حضرت فرمود : نه . پس عباس قدرى از درهمها را خالى كرد و بازهم نتوانست بردارد . ناچار دوباره قدرى ديگر خالى كرد تا توانست بار را بردارد و بر دوش خود بنهد . ( 2 ) ابن كثير گويد : عباس تقريبا چهل هزار درهم برداشت و به راه افتاد و رفت و پيغمبر ( ص ) با نگاه او را تعقيب مىنمود و از حرص عباس در عجب بود . آن روز پيغمبر ( ص ) از جاى نخاست ، مگر آنكه تا درهم آخر را بخشيد . در روايت ابن ابى شيبه آمده است كه آن مال يكصد هزار درهم بود كه علاء بن الحضرمى از خراج فرستاده بود و آن نخستين مالى است كه از بحرين حمل شد . پيغمبر ( ص ) گاه به فقيران و نيازمندان انفاق مىكرد و گاه فى سبيل الله ( يعنى براى جهاد ) خرج مىكرد و گاه « مؤلفة قلوبهم » مىبخشيد ؛ بخششى كه كسرا و قيصر از آن عاجزند و خود زندگى فقيرانه‌اى داشت و بسا از گرسنگى سنگ بر شكم مىبست و در هيچ حال ( داشتن و نداشتن و آغاز و انجام ) زندگىاش تفاوت نكرد . از باب تعظيم حضرت گفته‌اند : نبايد زندگى او را زندگى وضيع ناميد و صفت فقير بر آن حضرت اطلاق نمود . حتى بعضى صفت زهد را براى حضرت جايز نشمرده‌اند . ( 3 ) قاضى عياض در الشفا آورده است كه بعضى فقهاى اندلس ، به قتل و دار آويختن كسى فتوا دادند كه پيغمبر ( ص ) را « يتيم » ناميد . همو زهد حضرت را ناشى از قصد نمىدانست و مىگفت : هرگاه حضرت چيزهاى لذيذ مىيافت ، مىخورد . بدر الدين زركشى از تقى الدين سبكى نقل مىكند كه حضرت هرگز از جهت مال و حال فقير