تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
نمود . مىفرمود شاد نمىشوم به اينكه به اندازهء كوه احد طلا نزد من باشد و دينارى نگه نمىدارم ، مگر ذخيره براى دين . از خالصهء خودش به اندازهء خوراك سال خانواده ذخيره مىكرد و بقيه را براى مركوب و سلاح در راه خدا مىنهاد و ثابت است كه آن حضرت ، هزار شتر به چهار تن از اصحابش بخشيد . نيز در يك عمره ، صد شتر قربانى كرد و نيازمندان را اطعام نمود و به يك اعرابى يك گله گوسفند و بز بخشيد ؛ چنان كه از غنايم خيبر و فدك و بنو قريظه و بنو نضير كه خالصهء حضرت بود ، به گروه كثيرى عطا فرمود . ( 1 ) آورده‌اند كه پيغمبر ( ص ) حله‌اى به قيمت 27 ناقه خريد و پوشيد . ابن سعد در طبقات به جاى لفظ ناقه ، اوقيه [ برابر هفت مثقال طلا يا نقره ] آورده است . و نيز از طريق ابن سيرين آورده است كه حله‌اى يا جامه‌اى به قيمت 29 ناقه خريد . « 1 » همو ذيل احوال اسامة بن زيد آورده است كه حكيم بن حزام حله‌اى به پيغمبر ( ص ) هديه كرد كه پيشتر متعلق به ذى يزن ( شاه يمن ) بود و حكيم بن حزام [ برادرزادهء خديجه ] هنوز اسلام نياورده بود . پيغمبر ( ص ) فرمود : من از مشرك هديه نمىپذيرم ، اما حال كه فرستاده‌اى آن را مىخرم ؛ چند خريده‌اى ؟ گفت به پنجاه دينار . پس پيغمبر ( ص ) قيمت را داد و حله را پوشيد و جمعه‌اى به منبر رفت ، و پس از پايين آمدن از منبر ، آن را بر اسامه پوشانيد . ( 2 ) در كتاب الحديقة الندية نابلسى « 2 » آمده است كه پيغمبر ( ص ) روزى با يك رداى هزار درهمى بيرون آمد و روزى با يك رداى چهار هزار درهمى به نماز ايستاد . نظير اين مطلب را خادمى در شرح التتارخانيه از كتب فقه حنفى آورده است . « 3 » و نيز آورده‌اند عبد العزيز بن سيف بن ذى يزن حميرى با هدايايى از جمله چند حله نزد پيغمبر ( ص ) آمد و حضرت حله‌اى به عمر بخشيد كه بيست شتر قيمت داشت ( الاصابه ) . نيز آورده‌اند تميم دارى با هيئتى از قبيله‌اش نزد پيغمبر ( ص ) آمد و قبايى زربفت به پيغمبر ( ص ) هديه كرد و حضرت آن را به عباس بخشيد و عباس آن را به هشت هزار درهم به يك يهودى فروخت . نيز پيغمبر ( ص ) به چندين تن ، هر يك صد شتر بخشيد كه از آن جمله‌اند : معاويه ، ابو سفيان ، حارث بن هشام و ديگر « مؤلفة قلوبهم » كه به شصت تن مىرسند و در سيرهء حلبيه ذكرشان آمده است ، و به صفوان بن اميه سه بار ، هر بار صد شتر بخشيد . روز فتح حنين زنى نزد پيغمبر ( ص ) آمد و شعرى خواند كه از شيرخوارگى پيغمبر ( ص ) در قبيلهء هوازن ياد
هامش
( 1 ) . ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، جزء اول ، قسم ثانى ، ص 155 ، براى اطلاع بيشتر ر . ك : همان ، ج 1 ، ص 449 - 464 . ( 2 ) . نابلسى ، الحديقة الندية ، ج 2 ، ص 364 . ( 3 ) . خادمى حنفى ، ابو سعيد ، شرح التتارخانيه ، ج 3 ، ص 36 .