نقش كرده بود . خاتم ابن عباس ، پر از تصاوير ريز بود .
( 1 ) فقها اختلاف كردهاند كه تصاوير درهم و دينار مانع از ورود ملائكه به خانه مىشود يا نه ؟
قاضى عياض گويد : مانع نمىشود و احاديث ، نظر به تصاوير خاص دارند . ثورى گويد :
تصوير ، عام است ( و نقش سكه را هم در بر مىگيرد ) . بعضى گفتهاند : اگر تصوير پوشيده باشد ، اشكالى ندارد . در خزائن الفتاوى آمده است كه هرگاه پيش نماز در دستش تصوير باشد و امامت كند ، كراهت ندارد . در التفاريق آمده است كه اگر كسى خانهاى منقوش را ويران كند ، ضامن قيمت خانه و رنگ است ( نه نقش و نگار ) .
( 2 ) مناوى در شرح الشمائل از ابن جماعة نقل مىكند كسانى كه مىپندارند خاتم پيغمبر ( ص ) تصوير داشت ، خطا مىكنند . او خود مىگويد : سزاوار نيست بگوييم بر خطا هستند ؛ چون همچنانكه زين عراقى گفته ، احاديث مرسل و موقوف در اين باب هست . براى مثال ، عبد الرزاق مرسلا روايت مىكند كه عبد الله بن محمد بن عقيل خاتمى بيرون آورد با نقش شير و گفت پيغمبر ( ص ) نامههايش را با اين خاتم مهر مىكرد . راوى گويد : ديدم كه بعضى اصحاب ما آن خاتم را شستند و آبش را ( از باب تبرك ) نوشيدند . مؤلف گويد : اين حديث حجت نمىشود ، اما از احاديث موقوف در المصنّف ابن ابى شيبه آمده است كه بر خاتم حذيفه نقش دو كلنگ بود با « الحمد لله » در وسط ؛ و نقش خاتم انس شيرى بود ؛ و نقش خاتم حصين بن عمران ، مردى بود شمشير بسته . مؤلف گويد : اينها هم حجت نمىشود و با احاديث صحيحه در نهى تصوير معارض است .
( 3 ) در طبقات ابن سعد « 1 » دربارهء خاتم عمران بن حصين و نقش مرد شمشير بسته ، مطلبى آمده ، و نيز نقش خاتم انس كه گرگ يا روباه داشته ، « 2 » مطالبى آمده است . همچنين در احوال شريح آورده كه نقش خاتم وى ، دو شير بود با درختى در وسط ، و در احوال ابو عبيده بن عبد الله بن مسعود آورده است كه بر خاتمش ، سر كلنگ يا نقش كلنگى در دام افتاده بود . « 3 »
( 4 ) در احوال ضحاك بن مزاحم آورده كه انگشترش نقره بود با نگينى شبيه شيشه با نقش پرندهاى . « 4 » در المواهب الفتحيه شيخ حمزه فتح الله مصرى « 5 » آمده است كه معاويه ، سكههايى ضرب كرد با تصوير خودش در حالى كه شمشير حمايل كرده است . جودت پاشا تركى در مقدمهء تاريخش آورده كه تصوير ، معاويه و خالد بود با شمشير آخته . واصف افندى نيز اين
هامش
( 1 ) . ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 6 ، ص 5 .
( 2 ) . همان ، ص 11 .
( 3 ) . همان ، ص 146 .
( 4 ) . همان ، ص 210 .
( 5 ) . مصرى ، شيخ حمزه فتح الله ، المواهب الفتحيه ، ج 1 ، ص 253 .