صابونسازى بىاشكال است . همچنين خوراندن عسل نجس به زنبور عسل ، و نيز خوراندن شىء متنجس به حيوانات و پرندگان اشكال ندارد . ابو حنيفه و پيروانش ، فروش روغن نجس را با مشخص كردن آن ، جايز مىدانند .
( 1 )
فروش شير
تبريزى در المشكاة آورده است : مقدام بن معدى كرب ، كنيزى داشت كه شير مىفروخت و مقدام پولش را مىگرفت . گفتند : سبحان الله آيا شير مىفروشى و پولش را مىگيرى ؟ گفت باكى نيست ، از پيغمبر ( ص ) شنيدم ، فرمود : زمانى مىرسد كه جز در درهم و دينار فايدهاى نباشد . قارى از طيبى نقل مىكند كه معناى اين حديث ، تأكيد بر كسب و كار است كه اگر مردم آن را ترك كنند ، در حرام مىافتند ؛ چنان كه به يكى از بزرگان گفتند : كسب و كار ، تو را به دنيويات نزديك مىكند ، گفت : در همان حال مرا از حرام دنيا محفوظ مىدارد .
بزرگان سلف مىگفتند : كسب و تجارت كنيد ؛ زيرا در زمانهاى هستيد كه هر كس نيازمند شود ، اول دين خودش را مىخورد ! از سفيان ثورى هم نقل است كه مالى در دست داشت و آن را زير و رو مىكرد و مىگفت : اگر اين نبود ، بنى عباس مثل دستمال ، چركهاى خود را با من پاك مىكردند .
( 2 )
آهنگر
در الصحيح از انس بن مالك روايت است كه همراه پيغمبر ( ص ) نزد ابو السيف قين ، شوهر دايه ابراهيم پسر پيغمبر ( ص ) ، رفتيم . در الاستيعاب آمده است : ابو السيف در كوره مىدميد و خانه پردود شده بود ، انس گويد : من زودتر رفتم و به ابو السيف گفتم : دست نگهدار كه پيغمبر ( ص ) دارد مىآيد و او چنين كرد .
قين به معناى آهنگر است و عرب بر هر صنعتگرى قين اطلاق مىكند . زجاج گويد : قين كسى است كه سر نيزه درست مىكند ، و البته به معناى آهنگر هم مىآيد . در الصحيح از خبّاب نقل است كه من در جاهليت « قين » بودم و طلبى از عاص بن وائل داشتم ، به سراغ آن رفتم .
عاص گفت : تا منكر محمد نشوى ، پولت را نمىدهم . گفتم : تا زندهاى ، كافرى مرا نمىبينى .
عينى در العمده آورده است : خبّاب براى عاص زيور آلاتى ساخت و هنگامى كه مزدش را طلبيد ، عاص گفت : شما مىپنداريد كه در بهشت حرير و زر و سيم و پسران زيبارو هست .