اندلسى اشبيلى در قرن ششم كه در كتاب الفلاحة ( چاپ مادريد در دو جزء ) از شصت و اندى كتاب يونانى ، رومى و عربى استفاده كرده ، و در زمينى نزديك اشبيليه ، شيوههاى عملى مورد توصيهاش را اجرا مىكرد . عبد الغنى نابلسى نيز كتاب علم الملاحة فى علم الفلاحة ( چاپ دمشق ) را دارد و قسطا بن لوقا كتاب الفلاحة اليونانية را به دستور المستعين بالله عباسى از سريانى به عربى ترجمه كرد ( چاپ مصر ) . اندلسىها در اين موضوع ، تأليفات نيكو و متعدد دارند كه بعضى در كتابخانه ما موجود است .
( 1 )
پوست دوزى
ابن سعد در طبقات و ابن حجر در الاصابه ، ضمن احوال زينب بنت جحش ، همسر پيغمبر ( ص ) ، آورده است كه زنى دستورز بود و پوست دباغى مىكرد و مىدوخت و در راه خدا صدقه مىداد . « 1 »
( 2 )
فروش ميوه
ابن فتحون در كتاب الصحابة ، نبهان نام و قصهء ميوه فروختن او را ذكر كرده است . در الاصابه ، از قول سيمونة يا سيماى بلقائى نام برده كه براى تجارت به مدينه آمد و آنجا مسلمان شد گويد : از بلقاى شام به مدينه گندم آورديم و فروختيم ، خواستيم ميوه بخريم مانع شدند . نزد پيغمبر ( ص ) رفتيم ، حضرت خطاب به آنان فرمود : آيا ارزانى طعامى كه آورده ، گرانى ميوهاى را كه مىبرد براى شما جبران نمىكند ؟ بگذاريد ببرند . در فتح البارى آورده است كه در مدينه ميوه فراوان بود . ابو محمد جوينى در الفروق نوشته است كه نزد امير مدينه ، انواع ميوهء سياهرنگ مدينه را شمردند ، بيش از شصت نوع بود و البته ميوهء سرخ رنگ در آنجا بيش از سياه است .
( 3 )
فاصلههايى كه محصولات كشاورزى حمل مىشد
همچنانكه از قصهء گذشته استفاده مىشود ، از بلقاء شام كالا به مدينه مىآوردند . بخارى در « كتاب البيوع » روايت كرده كه حين نماز پيغمبر ( ص ) كاروان شام رسيد كه مواد خوراكى آورده بود . نمازگزاران رو به كاروان رفتند و جز دوازده مرد باقى نماند و اين آيه نازل شد «
إِذا رَأَوْا
هامش
( 1 ) . نيز ر . ك : سيوطى ، التوشيح ، ص 150 .