تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
بردارند ، از چند جهت بوده است : يكى اينكه مسلمانان مزاحم اهل ذمه نشوند و عرصهء زندگى را بر آنها تنگ نكنند ؛ ديگر اينكه در ايام فتوحات تمايل به آرامش پيدا نكنند ، زيرا زمان آن نرسيده بود كه امّت رزمنده ، سلاح يكسو نهد و ترك رزم گويد ؛ سوم آنكه زمين در دست اهلش بماند كه دولت را در امور نظامى و ادارى كمك مالى كنند ، نه اينكه مقاطعه‌كاران و اقطاع‌برداران لشكرى سودش را ببرند . ( 1 ) در العتبية آورده است كه عمر مىگفت : هر كسى زمينى دارد ، بايد آبادش كند و هر كس مالى دارد ، به كار اندازد ؛ زيرا زمانى مىآيد كه به هر كس دوست دارند ، مالى مىبخشند ( يعنى بيت المال عادلانه تقسيم نمىشود ) . ابن رشد در البيان و التحصيل توضيح مىدهد كه مقصود عمر اين بوده است كه اموال خود را به اتكاى عطاياى خليفه ، عاطل و بىمصرف نگذارند كه اين نوعى تضييع مال است كه پيغمبر ( ص ) نهى فرموده است . در المدونة و العتبية آمده است : دو تن از صحابه بر سر زمينى اختلاف كردند . پس عثمان و جمعى سوار شدند كه براى قضاوت بروند . مردى گفت : عمر پيشتر قضاوت كرده ، عثمان پياده شد و گفت : در امرى كه عمر داورى نموده ، نظر نمىدهم . ( 2 ) ابن رشد در البيان و التحصيل گويد : اختلاف ميان على ( ع ) و طلحه بود بر سر زمينى آبى . على ( ع ) ، عبد اللّه بن جعفر را وكالت داد كه از طرف او مرافعه كند و پس از آنكه عثمان رأى عمر را تنفيذ كرد ، على ( ع ) عبد اللّه را نزد طلحه فرستاد كه ما به الاختلاف از آن تو باشد ، طلحه شادمان شد و با عبد اللّه نزد على ( ع ) آمد و گفت : من ما به الاختلاف را به تو واگذار كردم و على ( ع ) پذيرفت و گفت : به آن نياز دارم . طلحه چون اين بشنيد ، چنان شاد شد كه گفت : دوست دارم آن ملك را با غلامان و چهارپايان و اسباب كار كه در آن هست بپذيرى . على گفت : پذيرفتم . آنگاه برخاستند و يكديگر را بوسيدند و از هم جدا شدند . اين داستان دلالت مىكند بر اينكه زراعت ، امر شايعى بوده و اهتمام بدان در حدّى بوده كه صحابيان بزرگ بر سر آن اختلاف مىيافتند . على ( ع ) برادرزاده خود را براى مرافعه وكيل كرد ، و خليفه با مهاجران و انصار مىخواستند براى رسيدگى بر سر محل بروند . ( 3 ) سيد سمهودى « 1 » مىگويد : در مدينه و اطراف آن چشمه بسيار بود و بعد از پيغمبر ( ص ) تجديد و احيا شد و معاويه در اين باب اهتمام داشت . از اين رو ، در دوره او ، محصول اراضى مدينه افزايش يافت . واقدى در كتاب الحرة گويد : در زمان معاويه ، خالصه‌جات زيادى در
هامش
( 1 ) . سمهودى ، وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 152 .
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 248 | عبد الحي الكتاني / عليرضا ذكاوتى قراگزلو