خطيب در كتاب المتفق ، و ابو موسى در الذيل از انس روايت مىكنند كه در بازگشت از مسافرتى ، سعد بن معاذ انصارى به استقبال پيغمبر ( ص ) آمد . حضرت پرسيد : دستت چه شده ؟ گفت : اثر بيل است كه براى معيشت عيال با آن كار مىكنم . پيغمبر ( ص ) دست او را بوسيد و فرمود : اين دستى است كه آتش آن را لمس نمىكند . در روايت ابو موسى ، فقط كلمهء سعد انصارى است . مؤلف گويد : اين قصه عجيبى است كه پيغمبر ( ص ) به واسطه كار كردن يك صحابى بر روى زمين با بيل و كلنگ ، دست او را بوسيده است . نيز از پيغمبر ( ص ) روايت شده كه فرمود : « هر كس نهال بنشاند ، خداوند به شماره درخت و ميوه ، به دو اجر عطا كند » . همچنين در روايت است كه پيغمبر ( ص ) فرمود : بهترين مال ، كرّهء ماديان اصيل و نخل تلقيح شده است » .
( 1 ) در الصحيح از ابو هريره روايت است كه پيغمبر ( ص ) روزى حديث كرد و فرمود : يكى از اهل بهشت از خدا مسألت مىنمايد كه زراعت كند . ندا مىرسد كه مگر در وضعيت دلخواه خود نيستى ؟ عرض مىكند : بلى ، اما مىخواهم زراعت كنم . ندا مىرسد كه بذر بيفشان و بلافاصله محصول مىدهد و خرمن مىشود به اندازهء كوهى . ندا مىرسد : بگير اى آدميزاده كه هيچ چيز تو را سير نمىكند . باديهنشينى آنجا حاضر بود گفت : آن شخص يا قرشى بوده است يا انصارى ؛ ما اهل زراعت نيستيم . پيغمبر خنديد . حبشى در كتاب البركة گفته است : از اين حديث ، هم فضيلت زراعت برمىآيد و هم اينكه انصار و مهاجران كه بهترين افراد امتاند اهل زراعت بودهاند .
( 2 ) فاسى در تشنيف المسامع گويد : قريش اهل تجارت بودند نه زراعت ؛ زيرا در مكه محل زراعت وجود نداشت . مؤلف گويد : اين سخن صحيح است ، جز اينكه مهاجران بعد از هجرت ، هم به تجارت و هم به زراعت پرداختند و خبر دلالت خود را دارد .
نيز از پيغمبر ( ص ) روايت است كه فرمود : اى قريشيان ، شما چارپايان را دوست داريد ، اما بيشتر به زراعت بپردازيد ؛ زيرا زمين شما كمبارانتر است ، پس زراعت كنيد تا افراد بيشترى استفاده كنند . نيز از پيغمبر ( ص ) مرفوعا روايت است كه فرمود : خداوند بركت را در زراعت و بز و گوسفند قرار داد .
( 3 ) در الصحيح از ابو هريره روايت شده كه برادران انصارى من مشغول رسيدگى به كار اموالشان بودند ( و به شنيدن و حفظ حديث ، كمتر پرداختند ) . قسطلانى گويد : منظورش رسيدگى به كشتكارى و درخت است . نيز در همان كتاب از ابن عمر روايت شده كه
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 245
مساهمون: عبد الحي الكتاني
ص٢٤٥