تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
اين باب الإشارة الى محاسن التجارة است ، نوشته جعفر بن على دمشقى كه به ويژه از تقلبها پرده برمىدارد و در 27 صفحه در مصر چاپ شده است . ديگر ، قصيدهء ميميه هزار بيتى شهاب الدين محمد بن حسن بن الصائغ دمشقى ، درگذشته به سال 720 در صنايع و فنون است . ديگر النجوم الاشارقات فى بعض الصنايع المحتاج اليها فى بعض الاوقات نوشته شيخ محمد بن ابى الخير ارميونى حسنى مالكى است در حدود پنج كرّاسه ، شامل 25 باب كه آن را در زاويهء هامل در بوسعاده در صحراى الجزاير ديدم . ديگر كتاب الصنّاع من الفقهاء و المحدثين ، نوشته محمد بن اسحاق بن سعيد بن اسماعيل سعدى هروى است كه در الانساب سمعانى ذكر شده و در موضوع خود بىسابقه بوده است . نيز ابن الحاج در المدخل به اختصار به بسيارى حرفه‌ها اشاره كرده . همچنين فقيه صوفى ، ابو العباس احمد بن عجيبه تطوانى در تأليف مخصوصى ، از نيت مسلمانان در به كار گرفتن حرفه‌ها مبسوطا سخن رانده است . ( 1 )

در اينكه مسلمانان نخستين ، به خريدوفروش مشغول نمىشدند ، مگر احكامش را بدانند

شافعى در الرسالة و غزالى در احياء علوم الدين گفته‌اند : اجماع بر اين است كه مكلف تا حكم خدا را در كارى نداند ، بدان اقدام نكند . قرافى در الفروق گويد : هر كس معامله مىكند ، بايد حكم و تشريع خدا را درباره آن بداند و اگر بخواهد كسى را اجير كند ، بايد حكم خدا را دربارهء اجاره بداند . هر كس هم قرض مىدهد يا مىستاند ، بايد حكم خدا را دربارهء قرض بداند . هر كس نماز مىگزارد ، بايد حكم خدا را در باب آن نماز بداند و اين قاعده ، از آيه 46 سوره هود به دست مىآيد . چون نوح بدون علم به احوال پسر خود از خدا خواست كه پسرش نيز در كشتى باشد ، خداوند بر او عتاب فرمود كه چرا چيزى را كه نمىداند درخواست كرده است و نوح استعاذه مىنمايد . همچنين است آية «
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
» « 1 » كه نبايد از چيزى كه نمىدانيم ، پيروى كنيم . پس طلب علم در هر حال واجب است كه پيغمبر ( ص ) فرمود : « طلب العلم فريضة على كل مسلم » . شافعى گويد : طلب علم يا واجب عينى است يا كفائى ؛ واجب عينى مربوط به حالتى است كه در آن هستى ، و واجب كفائى غير آن است . ( 2 ) على بن يوسف الحكيم الفاسى در كتاب الدوحة المشتبكة فى ضوابط دار السكه از قول عمر
هامش
( 1 ) . اسراء ، 36 .