تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
ابو بكر خلافت يافت گفت : قوم من مىدانند كه كسب و كار من از خرج عيالم كم نمىآمد ، اكنون كه به كار مسلمانان پرداخته‌ام ، خانوادهء من از اين مال ( يعنى بيت المال ) مىخورند و من براى مسلمانان كار مىكنم . ابن ماجه و غير او از ام سلمه روايت كرده‌اند كه ابو بكر در زمان پيغمبر ( ص ) براى تجارت به بصرى رفت . ( 1 ) ابو هريره گويد : معامله‌گرى در بازار ، برادران مهاجر مرا مشغول كرد [ و من احاديث پيغمبر را ياد مىگرفتم ] . در حديث عايشه آمده است كه صحابه خود كاركنان خودشان بودند . نيز بخارى تحت عنوان « التجارة فى البر » با ذكر آيهء «
رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
» « 1 » گفته قتادة را نقل كرده كه آنان معامله و تجارت مىكردند ، اما هرگاه حق الهى پيش مىآمد ، آن را به جاى مىآوردند و مىگزاردند و معامله‌گرى آنان را از ياد خدا غافل نمىكرد . عينى در العمده گويد : مقصود صحابه است كه چون در حال معامله و تجارت ، صداى اقامه نماز را مىشنيدند ، دكانها را مىبستند و به مسجد مىرفتند . ابن عمر نيز گويد : آيهء بالا در باب صحابه نازل شده است . ابن بطال گويد : صحابى آهنگر يا پوست دوز به محض شنيدن اذان ، چكش يا سوزن و درفش را از دست مىنهاد و به سوى نماز مىشتافت . ( 2 ) در حلية الاولياء از سفيان ثورى آورده است كه صحابه معامله مىكردند ، اما نمازهاى جماعت را وانمىنهادند . نيز بخارى تحت عنوان « باب الخروج فى التجارة » آيهء «
فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ
» « 2 » را ذكر كرده و قول عمر را آورده است كه « الهانى الصفق بالاسواق » و منظور ، از خانه بيرون آمدن براى تجارت است . قسطلانى گويد : نياز عمر به بازار براى كسب معيشت براى عيال ، و بىنيازى از ديگران بود و اين ردّ بر قول كسى است كه در تجارت ريزبينى مىكند و از حضور در بازار خوددارى مىنمايد . شايد هم خوددارى اين گونه كسان ، به سبب كثرت منكرات در بازار اين روزگار باشد ، حال آنكه در صدر اسلام چنين نبوده است . بخارى ذيل آيهء «
أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ
» « 3 » بابى گشوده ، و قسطلانى از مجاهد نقل مىكند مراد از
« ما كَسَبْتُمْ »
تجارت است . همچنين بخارى در « كتاب البيوع » زرگران ، آهنگران ، دوزندگان ، بافندگان ، درودگران ، عطاران و مشك‌فروشان را آورده ، و حكم فروش سلاح در ايام فتنه ، و نيز فروش لباسهايى را كه براى مردان و زنان مكروه است ذكر كرده است . ابن المنير ، ابن حجر ، دمامينى ، عينى ، قسطلانى و . . . ، گفته‌اند : فايدهء اين
هامش
( 1 ) . نور ، 37 . ( 2 ) . جمعه ، 10 . ( 3 ) . بقره ، 267 .