كفايت كسب كند ، به منظور آنكه بر فقيرى ايثار نمايد يا صلهء رحم كند ، اين كسب مستحب و از خلوت گزيدن براى عبادت ، بهتر است . سپس گفته : بهترين كسب ، تجارت است ؛ سپس صناعات ؛ سپس طلب علم و گويد : اگر علما حرفهاى مىآموختند ، نيازمند نمىشدند تا در مال مردم طمع ورزند . زرقانى در شرح بر الموطّأ ذيل حديث « هيچ كس تا رزق خود را كامل دريافت ندارد نمىميرد ، پس نيكو طلب رزق كنيد » آورده است : طلب ، منافى توكل نيست و حديثى آورده كه « هرگاه حقيقتا به خدا توكل كنيد به شما روزى مىرساند ، چنان كه به پرندگان مىرساند . پرندگان ، گرسنه صبح مىكنند و شب شكمشان پر است » . البته امام احمد گويد : در اين حديث ، دلالت بر طلب هست نه از پاى نشستن ، و هرگاه شخصى گويد :
مىنشينم و كارى نمىكنم تا روزىام برسد ، جاهل به تكليف است . آيا نشنيده كه پيغمبر ( ص ) فرموده است : « روزى من زير سايهء نيزهء من است » ، و مگر نه اينكه صحابه در خشكى و دريا تجارت و در نخلستان كار مىكردند ؟
( 1 ) مقدمه سوم : قاضى عضد در صدر كتاب المواقف گويد : بعضى از بزرگان در معناى خبر مشهور « اختلاف امتى رحمة » گفتهاند : منظور اختلاف همتشان در علوم است ؛ يكى به فقه مىپردازد و ديگرى به كلام ، چنان كه پيشهوران هر يك به كارى مىپردازند و كمال نظام در همين است . سيد جرجانى در شرح المواقف گويد : پيداست كه همين اختلاف پيشهوران نيز رحمت است .
( 2 ) مقدمه چهارم : بخارى در الصحيح عنوان خاصى در ذكر بازارها دارد . در فتح البارى از ابن بطال نقل شده كه منظور از آن عنوان ، مباح بودن كسب و كار و ورود بلندپايگان و برجستگان در بازار است ؛ البته چنان بازارى كه مصداق « شر البقاع » نباشد . امام احمد روايت كرده و حاكم در المستدرك تأييد مىنمايد كه پيغمبر ( ص ) فرمود : « خوشايندترين جاىها در نظر خدا مسجدها ، و ناخوشايندترين جايگاهها بازار است » . ابن بطال گويد : در اينجا حكم بر غالب رفته ، و نزديكتر به حقيقت اين است : بازارى كه در آن ياد خدا شود بالاتر از بيشتر مساجد مىباشد ( يا در بازارها ، بيشتر از غالب مساجد نام خدا به زبان آورده مىشود .
( 3 ) مؤلف گويد : ابن بطال از حديث ابو هريره در صحيح مسلم غفلت داشته كه « احبّ البلاد الى الله مساجدها و ابغض البلاد الى الله اسواقها » . در هر حال ، بخارى از عبد الرحمن بن عوف روايت مىكند به محض اينكه به مدينه رسيد از بازار تجارت پرسيد ، گفتند « سوق قينقاع » .
نيز از عمر منقول است كه گفت : « الهانى الصفق بالاسواق » يعنى معامله در بازارها مرا ( از
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 226
مساهمون: عبد الحي الكتاني
ص٢٢٦