( 1 )
بخش نهم پيشهها و صناعات روزگار پيامبر ( ص )
( 2 ) مقدمهء اول : حافظ ابن القيم در الهدى النبوى گويد : پيغمبر ( ص ) خريدوفروش مىكرد و خريدش بيشتر بود ؛ اجاره مىداد و اجاره مىگرفت و اجاره دادنش بيشتر بود ؛ مضاربه و مشاركت مىنمود ؛ وكيل مىشد و ديگران را وكيل مىنمود ، و اين دومى بيشتر بود ؛ هديه مىداد و هديه مىگرفت ؛ هبه مىكرد و هبه مىگرفت ؛ قرض مىكرد ؛ عاريت مىگرفت ؛ ضمانت شخصى و جمعى مىكرد ؛ وقف مىكرد ؛ شفاعت مىنمود . كه گاهى پذيرفته و گاه رد مىشد ؛ و حضرت بابت اين همه خشمگين نمىشد و عتاب نمىنمود . حضرت سوگند مىخورد ، و در مواردى طلب سوگند مىنمود ؛ بعضى از سوگندهايش را عملى مىنمود و بابت بعضى كفّاره مىداد ؛ حضرت مزاح مىكرد ، توريه مىنمود و البته جز راست نمىگفت و در همهء كارها پيشوا و نمونه بود .
( 3 ) مقدمهء دوم : مواق [ زنده به سال 897 ] در سنن المهتدين گويد : در علم فقه روشن است كه صناعات و تجارات و اشتغال بر علوم زايد بر واجب عينى و پزشكى ، اين همه اسباب شرعى به شمار مىآيد و هر كس بدون نيّت به هر يك از اينها مشغول شود ، به خود ظلم كرده ؛ و گرچه بر او نمىگيرند ، اما بدون نيت اجرى را از دست داده است . البته اگر قصدش از اينها عمل به واجب كفائى باشد ، جزء « سابقان در خيرات » است و اگر براى خوددارى از سؤال و گدايى باشد ، جزء مقتصدان است [ اشاره به آيهء 33 از سورهء فاطر ] . او در جاى ديگر گفته است : مقتصد ، يعنى كسى كه علم را سبب رسيدن به دنيا از راه حلال قرار داده است . بعضى گويند : اين بهترين اسباب است و بعضى گفتهاند هرگاه به وسيلهء دف و نى كسب دنيويات كنيم ، در نظرم بهتر است از اينكه با علم دين كسب دنيويات كنم ؛ چنان كه از همو نقل كردهاند مزد اذان را مكروه داشته است . در عمدة الطالب كسب را هم مثل علمآموزى ، فريضه دانسته و آن ، كسب به اندازهء كفايت هزينهء خودش و عيالش و اداى دين مىباشد ، و هرگاه بيشتر از