مىفرمود : در مسجد بخوابيد . ( 1 ) ابن شبه از ابو هريره نقل مىكند : هر كس ، كسى نداشت ، در صفه منزل مىكرد و اگر عريف ( رئيس ) داشت ، بر او وارد مىشد . همو گويد : من از جمله اهل صفه بودم . پس با دو مرد رفيق شديم كه روزى دو مد خرما از پيغمبر ( ص ) جيره داشتند .
ابن النجار از سيرهنويسان روايت مىكند كه محمد بن مسلمه مهمانانى در مسجد پيغمبر ( ص ) ديد گفت : اينها را در منزل انصار تقسيم مىكنيم و از هر بستانى ، روزى يك خوشه خرما براى اين گونه مهمانان ، متعلق به شما باشد . حضرت پذيرفت و وقتى خرماى محمد بن مسلمه رسيد ، يك خوشه آورد و ميان دو ستون قرار داد و ديگر انصار نيز همين كار را كردند . معاذ بن جبل طنابى به ستون بست كه خوشه را بدان بياويزند و بيست خوشه يا بيشتر جمع مىشد كه اهل صفه مىخوردند و مىرفتند و نيازمندان ديگر نيز مىخوردند و شب ديگر نيز به همين ترتيب . بخارى نيز به اين مطلب اشاره دارد . نسائى روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) با عصا به خوشه خرماى وازدهاى اشاره فرمود كه صاحب اين صدقه اگر مىخواست ، بهتر از اين مىداد . در الدلائل آمده است كه پيغمبر دستور داد از هر بستانى ، يك خوشه خرما براى مسكينان آورده شود و معاذ بن جبل متصدى حفظ يا تقسيم آن بود « 1 » .
( 2 ) در الاصابه در احوال واثلة بن اسقع آمده است كه ما بيست تن اهل صفه بوديم و گرسنه شديم ، و من از جملهء جوانترها بود . مرا نزد پيغمبر ( ص ) فرستادند كه از گرسنگى شكوه كنم . در المواهب آمده است كه پيغمبر ( ص ) شبها اهل صفه را فرا مىخواند و ميان اصحاب تقسيم مىكرد و گروهى را هم خود ايشان از روى مواسات و بزرگوارى ، پذيرايى مىكرد .
در حديثى آمده است كه فاطمه ( س ) از حضرت چيزى خواست ، حضرت فرمود : « به تو نمىدهم ، تا اهل صفه را گرسنه نگذارم » . در تحفه الناظر عقبانى آمده است : خوابيدن در مسجد جايز است براى فقير ناتوانى كه هتك حرمت مسجد نكند ؛ چنان كه اهل صفه با رعايت حرمت مسجد در آن مىخوابيدند و حدود چهارصد مرد از مهاجرين قريش كه مسكن و طايفهاى در مدينه نداشتند ، شبها قرآن مىآموختند و روز هسته خرما مىشكستند [ براى خوراك دامها ] و در هر سريّهاى كه پيغمبر ( ص ) مىفرستاد ، شركت داشتند .
( 3 ) ابن الجوزى مىنويسد كه اينان از راه ضرورت در مسجد مىخوابيدند و اضطرارا صدقه مىخوردند ، و چون خدا بر مسلمانان گشايش داد ، از آن وضع بىنياز شدند . در مورد اهل صفه ، از قتاده روايت است كه اينان هيچ كارى ، چه زراعت و چه دامدارى نمىكردند ، فقط نماز مىخواندند و منتظر نماز بعدى مىبودند . در طبقات ابن سعد آمده است كه در زمان
هامش
( 1 ) . ر . ك : سمهودى ، وفاء الوفاء ص 323 .