الانصار اين كلمه را از ابو درداء نقل كرده : « دنيا تيره و تار است و جز احتياطكاران از آن نرهند .
در جهان نشانههايى هست كه جاهلان پيروى مىكنند و عالمان عبرت مىگيرند ؛ از جمله آنكه دنيا در شبهات پوشيده شده ، پس شهوتپرستان در آن فرو مىروند و دچار عقوبت مىشوند ، اما پندگيران از آن سود مىبرند . حلال دنيا را عقباتى است و حرامش را تبعاتى ؛ ثروتمندش گرفتار است و فقيرش رنجور » . ابن قدامه از ابو درداء نقل مىكند : « بيچاره دنياپرستان ؛ مىخورند و ما نيز مىخوريم ، مىنوشند و ما نيز مىنوشيم ، اموالى دارند كه به آن نگاه مىكنند و ما هم نگاه مىكنيم ، اما روز قيامت حساب بر آنها هست و بر ما نيست » . در المواهب الفتحيه آمده است : « عجب نيست اگر سرور پيغمبران در ميان عرب مبعوث شده ، و اين قول باطل است كه عربها در جاهليت سهمى از حكمت نداشتند . هر كس احوال و اقوال آنها را تتبع كند ، به نكات هوشربايى بر مىخورد » . مؤلف گويد : صدر الدين شيرازى و ديگر محققان به تحقيق رساندهاند هر مطلبى كه فلسفه صحيح عقلى ، سياسى و عمرانى بدان برسد ، مخالف كتاب و سنّت نيست و اگر در دورههاى نخستين ، فلسفه مخالف دين به نظر آمد ، از ترجمهء غلط مطالب فلسفى سرچشمه مىگرفت و وقتى ترجمه صحيح به عمل آمد ، موافقت دين و فلسفه روشن گرديد .
( 1 )
منجّم
در احوال ربيع بن زياد حارثى در الاصابه آمده است كه حسن بصرى كاتب وى بود . حسن گويد : كسى در عرب و عجم به ستارهشناسى از وى داناتر نبود . از قضاوت خوددارى مىكرد و به حكم دلالت ستارهشناسى نظر داشت . از متأخرين ، شيخ قويسم بن على تونسى رسالهاى دارد موسوم به اصابة الغرض فى الرد على من اعترض و در آن مىگويد : اخترگزارى و ساعت خوش كردن ، اصلى در سنّت دارد و منقولات و روايات مربوطه را ذكر مىكند . « 1 »
( 2 )
قيافهشناسان و رديابان
در صحيحين از عايشه روايت شده كه بر پيغمبر ( ص ) وارد شدم ، او را شادمان و با چهره درخشان يافتم ، فرمود : آيا نديدى كه مجزر مدلجى ساعتى پيش پاهاى زيد و اسامه را نگاه كرد و گفت اين از اين است . در روايتى ديگر آمده است : اسامه و زيد سرپوشيده بودند و مجزر از پاهايشان تشخيص داد كه پدر و پسرند . گفتهاند : هرگاه مجزر كافر بود ، در يك حكم
هامش
( 1 ) . ر . ك : خوجه حنفى تونسى ، حسين ، بشائر الايمان فى فتوحات آل عثمان ، ص 103 .